رماتیسم

رماتیسم چیست و راههای درمان آن کدام است؟بیماری رماتیسم را اکثریت مردم می شناسند و شایدتا حدی نیز از آن هراس دارند. زیرا این بیماری از دیر باز وجود داشته و ناتوانی های جسمی و روحی فراوانی برای مردم کشورهای مختلف به بارآورده است.
علل رماتیسم مفصلی : 1- علل ناشناخته 2- علل ارثی و فامیلی .

شیوع رماتیسم در بین افراد فامیل و وابستگان ژنتیکی حدودا چهار بار بیشتر است و در برخی نژادها بیشتر شایع است . مثلا 70 درصد از سفید پوستان یا ژاپنی ها مبتلا به رماتیسم مفصلی کلاسیک هستند. از علت های دیگر بروز رماتیسم مفصلی می توان به علل محیطی ( آب و هوا ) نیز اشاره کرد.
علائم : درد تورم خشکی صبحگاهی ضعف لاغری تب بی اشتهایی حساسیت موضعی گرم شدن مفاصل بزرگ ندولهای زیر جلدی خشکی چشمها.
عوارض رماتیسم مفصلی : معلولیت عمومی بدن عوارض استخوانی مفصلی و عضلات اختلالات چشمی و قلبی پوکی استخوان اختلالات شدید مهره های گردنی عوارض روحی و روانی کم خونی .
درمان : 1- استراحت منظم بصورت سه تا پنج ساعت در روز در موارد حاد همراه با استراحت روحی و حذف هیجان ها و استرسهای روزمره بسیار مفید است . استراحت دادن به مفاصل سبب کاهش التهاب آنها می شود .
2 انجام ورزشهای منظم منظم و سبک و یکنواخت 3- گرمای مرطوب و تابش نور خورشید و نیز سرمای موضعی مفید است .
آشنایی با رماتیسم
با تحقیق و دقت در کسانی که رماتیسم داشته اند، دریافتیم که معمولا ًاین افراد نسبت به رفع عفونتها در گلو ، سینوسها ، لثه یا رحم حساس نبوده و اجازه داده اند تا عفونتها وارد خون شود.
در مصرف گوشت افراط کرده اند و یا اگر گوشت زیادی نخورده باشند به اندازه کافی از رطوبت و سرما گریزان نبوده اند.
بعضا ً حتی بعد از گرمای شدید و گرما زدگی خفیف بی محابا زیر آب یخ رفته اند.
تخلیه غیر استاندارد روده ها هم زمینه خوبی برای ظهور رماتیسم در بدن است. رماتیسم هر علتی که داشته باشد فراهم آوردن زمینه ها برای ظهور آن کاری است که خود بیمار می تواند از آن جلوگیری کند.



بطور کلی با سه نوع بیمار رماتیسمی روبرو بوده ایم:

1 ـ بیمارانی که به علت رماتیسم در مفاصل خود درد داشتند. اما درد در نقطه های خاصی به صورت حمله ای وارد یا خارج می شده است و بعد از بی توجهی در بعضی نقاط جا خوش کرده و به طور دائم متمرکز شده اند.
2 ـ بیمارانی که درد رماتیسمی در بدن آنها حرکت می کند و هر لحظه در جائی است .
3 ـ بیمارانی که رماتیسم در آنها پیشرفت نموده و باعث کج و معوج شدن مفاصل آنها شده است.
در مورد بیماری رماتیسم در مرحله سوم در کتاب راز درمان توضیح کافی داده شده است.
برای درمان نوع دوم و اول آن بهترین نسخه ای که طی 12 سال از آن نتیجه گرفته ایم به شرح زیر است :
1ـ حب رازی : بعد از هر شام دو نخود کوچک و اگر یبوست وجود دارد، بعد از هر غذا دو نخود. وقتی اسهال ایجاد شد، مصرف آنرا کاهش می دهند .
2 ـ روغن بادام شیرین مرتب روزی یک قاشق.
3 ـ داروی بوزیدان شامل بوزیدان 2 مثقال، بادرنجبویه 1مثقال، سنبل الطیب 1مثقال که به مدت 30 روز و هر روز یک بسته با دولیوان آب جوشانده تا یک لیوان بماند.سپس صاف کرده، صبح نصف لیوان وعصر نیز نصف لیوان مصرف می شود.
4 ـ ریشه با با آدم 2مثقال ،اکلیل یا پنجه کلاغ 1 قاشق به روش داروی قبلی آماده و مصرف می شود.
5 ـ روغن بادام را بعد از سه روز می توان یک روز در میان الی سه روز در میان مصرف کرد.
6 ـ برای درمان قطعی این مریضی اگر این مورد کاملا ً رعایت شود، نتیجه قطعی حاصل خواهد آمد.
آبغوره بی نمک_ واقعا ً نمک نداشته باشد _3 کیلو و نبات زرد زعفرانی کوبیده شده 3 سیر باهم دقیقا ً و فقط ده دقیقه بجوشند. سپس در یخچال نگهداری شده و هر صبح ناشتا نصف استکان مصرف شود. بعد از ده روز غیر از صبح ناشتا عصر هم نصف استکان مصرف شود.
این دارو وزن اضافی و چربی و فشار خون را نیز درمان خواهد کرد.
این نسخه ( مورد 6 ) مورد 7 از دستوراتی است که سید باقر حکیم برای درمان رماتیسم می فرماید با دستورات دیگری که ما این دو مورد توصیه کرده ایم و ایشان فرموده اند که این نسخه 1 امام حسن ( ع ) است.
7 بار روغن کرچک عطاری ( طبیعی ) یک روز در میان از گردن تا آرنج دست و تا محل مسح پا ماساژ شود طوری که مریض بتواند وضو بگیرد.
برای درمان رماتیسم فرمولهای زیادی در کتب مختلف وجود دارد که می توانید به آنها مراجعه فرمائید. اما آنچه ما تقدیم کردیم ،
بارها آزموده شده و نتیجه قطعی داشته است.


عوامل بروز رماتیسم در زنان

به گفته محققان، زنانی که بیش از بیست سال از رنگ مو استفاده کرده‏اند، دو برابر دیگران در معرض ابتلا به بیماری آرتروز هستند. بررسیهای جدید همچنین نشان می‏دهد که استعمال دخانیات، دیابت و کوتاهی دوران باروری در زنان با خطر ابتلا به رماتیسم مفصلی ارتباط دارد. در افرادی که به بیماری رماتیسم مفصلی دچار می‏شوند، سیستم دفاعی بدن به مفاصل حمله می‏کند.
مصرف انسولین و سوابق آسیب‏دیدگی مفاصل، احتمال بروز رماتیسم را در زنان افزایش می‏دهد و آن دسته از مردانی که با حیوانات اهلی و یا کپکهای قارچی تماس داشته‏اند، بیشتر در معرض بروز این بیماری هستند.

راه جلوگیری از پیشرفت رماتیسم 'کشف شد'
دانشمندان در دانشگاه لیورپول در بریتانیا ادعا می کنند راهی برای متوقف کردن یکی از دردآورترین جنبه های بیماری رماتیسم پیدا کرده اند.
در اثر این بیماری مفاصل متورم و دردناک می شوند که تا حدودی ناشی از آن است که بدن سلول های سفید خون یا همان ''نوتروفیل ها'' را برای مقابله با بیماری به مفاصل گسیل می کند.
اما مشکل اینجاست که نوتروفیل ها مقدار زیادی مواد سمی در مفاصل ترشح می کنند که می تواند به آنها صدمه بزند.


اکنون دانشمندان می گویند که می توان ترشح این مواد سمی، بی آنکه تاثیر نوتروفیل ها از میان برود، را متوقف کرد.
پروفسور رابرت موتس، مدیر تحقیقات و توسعه در مرکز علوم بالینی دانشگاه لیورپول و پروفسور استیون ادواردز در دانشکده علوم بیولوژیکی ادعا می کنند راهی برای خنثی کردن تاثیر زیانبار نوتروفیل ها پیدا کرده اند، بی آنکه از توانایی آنها در محافظت از بدن در مقابل عفونت کاسته شود.
تیم پژوهشگران پی برد زمانی که یک ملکول ویژه در سطح نوتروفیل ها با استفاده از پادتن های خاصی مسدود شود، ترشح مواد سمی متوقف می شود.
پرفسور موتس گفت: ''این مهیج ترین اکتشاف است چون به اعتقاد ما برای اولین بار فرصتی برای سرکوب رماتیسم پیدا کرده ایم که بیمار را از هزینه های سنگین عوارض جانبی که مشکلی عمده در سایر داروهای ضدرماتیسم است معاف می کند


درمان رماتیسم
مصرف سیر برای درمان بیماریهایی که در اثر بدی جریان خون و یا فساد خون پیدا شده است .مثل ثلیب شرا ئن ٬ زیادی فشار خون ٬ رماتیسم ٬ سیاتیک ٬ پیری زود رس ٬ انواع ورم ساق پا ها ٬ تجویز شده است.در تمام موارد کسانی که بخواهند خود را معالجه کنند باید انقدر تحمل داشته باشند که صبح ها ناشتا یک حبه سیر را بجوند.

برای رماتیسم :
سیر را رنده کنید با دو برابر روغن کا مفره به ان اضافه کنید و به جاهای درد ناک بمالید .

زنجبیل:
اشتها اور است .و سموم بدن را خارج می کند و برای رماتیسم و درد پا مفید است .

غوره :
غوره و ترشی ان بهترین درمان رما تیسم و سیاتیک است .زنان ابستن از خوردن زیاد ان خودداری نمایند.
ناتن و املاح پتا سیم که در گلابی وجود دارد اسید اوریک را به هر اندازه ای که باشد حل می کند به همین جهت است کسانی که مبتلا به رما تیسم یا نقرس می باشد گلابی برای انها فوق العاده مفید است .
گیلاس سر شار از قند ـ اهن ـ منیزیم و روی می باشد برای اشخاصی که مبتلا به درزد نقرس و رما تیسم و درد مفاصل هستند مفید است .
اغلب ۳۰ گرم دم گیلاس را در یک لیتر اب به مدت ده دقیقه دم کرده و و انرا برای درمان نقرس و رماتیسم مفید است .

مریم نخودی :
این گیاه به نام گلپوره هم معروف است .
دم کرده ی مریم نخودی را برای درمان رما تیسم مصر ف می کنند مقدار یک قاشق مریم نخودی خشک در یک لیوان اب جوش ده دقیقه دم کرده و هر روز ۳ فنجان از ان بنو شید .

طرز تهیه ی روغن مر زنجوش :
۱۰۰ گرم مرزنجوش خشک را کو بیده ودر نیم لیتر روغن زیتون بریزید در ظرف را بسته و ان را در ظرف دیگری که پر از اب جوش اشت گذاشته و روی حرارت بگذارید تا ۲ ساعت بما ند .و انرا از صافی عبور دهید . و در شیشه قرار دهید .در موقع درد به جای درد ناک بمالید .

گل مریم :
که به فارسی گل خیری و به شیرازی ارو انه می نامند .
۱۰۰ گرم از گل مریم را در یک لیتر اب ده دقیقه دم کرده این جوشانده را اگر در وان حمام بریزند و اشخاصی که مبتلا به رما تیسم هستند در ان استحمام کنند بهبودی محسوسی در خود احساس خواهند کرد.

گل گندم:
جزو گیا هان داروییاست که دارای خواص تقویت کننده و قابض است . و هم خیلی تصفیه کننده ی خون بوده و تب بر است . جوشانده ی ان به مقدار ۳۰ گرم در در یک لیتر اب جوش برای رما تیسم مفید است


برچسب ها :
| لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | امتیاز :
rss نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 خرداد 1390 و در ساعت : 03:48 بعد از ظهر - نویسنده : سيدشهرام شمس
خواص و مضرات زرد آلو

   

 

    www.mihansalamat.com

 



خواص : زردآلو Apricot

 

 

نام علمی Armeniaca bulgar

 

زردآلو یکی از خوشمزه‌ترین میوه‌های فصل تابستان است که معمولا 2 یا 3

 

نوع آن در بازار یافت می‌شود.

 

یکی از انواع آن‌ شکر پاره است که همان طور که از نامش پیداست، طعمی

 

 بسیار شیرین دارد. نوع دیگر آن قیسی است که به اندازه بقیه انواع زردآلو

 

 فراوانی ندارد ولی خشک شده آن به راحتی می‌توان یافت. به طور کلی

 

 زردآلوی خشک شده - یا همان برگه زردآلو - یکی از خوش‌ طعم‌ترین اجزای

 

 آجیل شیرین است.

 

گیاه شناسی

 

درخت زرد آلو بومی نواحی چین می باشد و هنوز هم بصورت وحشی در این

 

 مناطق می روید این درخت در اوائل قرن اول میلادی به آسیا و اروپا راه

 

 

یافت .

 

 

درخت زردآلو تا ارتفاع 6 متر می رسد برگهای آن مانند قلب نوک تیز و برنگ

 

 سبز روشن مایل به زرد می باشد . گلهای زردآلو درشت و برنگ سفید

 

 متمایل به قرمز است .

 


میوه آن گوشتی و زرد رنگ با طعمی مطبوع و شیرین بوده که در اواسط

 

 تابستان میرسد.

 


هسته زردآلو صاف ، قهو های و بیضی شکل است، مغز آن در داخل هسته

 

 قرار دارد که طعم آن شیرین و گاهی تلخ می باشد .

 

 

خواص داروئی:

 

زردآلو دارای طبیعتی سرد و تر است که البته نوع شیرین آن خاصیت گرم‌تری

 

دارد. این میوه مقوی و لذیذ سرشار از ویتامین‌های A، C و گروه B  است و

 

مواد معدنی مختلفی شامل کلسیم، منیزیم، فسفر، پتاسیم، گوگرد، سدیم

 

و مقدار کمی مس، آهن و روی نیز دارد. زردآلو و به‌خصوص برگه خشک شده

 

آن (به صورت خیس خورده) ملین است.
 

 


خواص درمانی زردآلو

 


زردآلو از نظر طب قدیم ایران سرد و تر است

 

1)تصفیه کننده خون است

 


2)عروق را باز می کند

 


3)ملین است

 


4)بوی بد دهان را رفع می کند

 

5)تب بر است

 


6)بعلت داشتن کبالت برای کم خونی مفید است

 

7) ورم مفاصل را برطرف می کند

 


8) ضد نرمی استخوان است

 


9)برای قلیایی کردن بدن مفید است.

 

 


خواص درمانی هسته وبرگ زردآلو

 

 


مغز هسته از نظر طب قدیم ایران گرم و خشک و برگ و گل آن سرد و خشک

 

 است .

 

www.mihansalamat.com

 


1- مغز آن تقویت کننده قوای جنسی است

 


2-روغن مغز هسته زرد آلو را اگر در گوش بچکانید صداهای گوش را از بین

 

برده و سنگینی گوش را درمان می کند .

 


3-روغن مغز هسته برای نرم کردن پوست مفید است

 


4-روغن مغز هسته اگر تلخ باشد کشنده کرم معده و روده است

 


5-روغن تلخ هسته ورم مقعد را از بین برده و سنگ مثانه را خرد می کند.

 


6-دم کرده برگ زردآلو برای قطع اسهال مفید است

 


7-برای تسکین گوش درد چند قطره از دم کرده برگ زردآلو را در گوش

 

 بچکانید .

 

8-این میوه عطش را از بین می‌برد و دفع کننده صفرا، اسید معده و پاک‌کننده

 

خون و همچنین تنظیم‌کننده فشار خون است.

 

9- زردآلود به علت دارا بودن ویتامین‌ B برای درمان بیماری‌های عصبی، روحی

 

 و روانی، خستگی، بی‌خوابی و فراموشی مفید است.

 


10- زردآلو خاصیت آرام‌بخشی و نشاط ‌آوری  دارد؛ در ضمن خوردن آن به

 

 آنهایی که ناراحتی‌های قلبی دارند نیز توصیه می‌شود.

 


11- مصرف مغز هسته زردآلو به‌عنوان داروی سینه‌درد و سرماخوردگی مفید

 

 است. 

 


مضرات :

 


زردآلو بطور کلی دیر هضم ، ثقیل و نفاخ است . اشخاص سالخورده و کودکان

 

 باید از زیاد خوردن آن احتراز کنند . همیشه باید زردآلو را قبل از غذا خورد و

 

 همراه با آن هسته آنرا نیز تناول نمود زیرا هسته زردآلو ضد نفخ بوده و هضم

 

 آنرا آن آسان می سازد.


برچسب ها :
| لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | امتیاز :
rss نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 خرداد 1390 و در ساعت : 03:42 بعد از ظهر - نویسنده : سيدشهرام شمس
درچه غذاهايي پروتئين يافت ميشود

گروه شير و لبنيات

اين گروه شامل موادی مانند : شير، ماست ، پنير، کشک و بستنی است. این مواد مغذی مهم به عنوان بهترين منبع غذايی کلسيم و تامين کننده پروتئين، ويتامين B2 , B12 , B6 , E , O , A منيزيم و روی می باشند.

هر واحد از اين گروه برابر است با يک ليوان شير يا يک ليوان ماست و يا 45 تا 60 گرم پنير يا يک ليوان کشک پاستوريزه و يا يک و نيم ليوان بستنی.

مقدار مواد مصرفی : برای افراد بالغ سالم حداقل مصرف روزانه 2 واحد يا بيشتر توصيه می شود.

 اين گروه برای استحکام استخوانها و دندان ها ، رشد عضلانی و سلامت پوست لازم است.

 

 چگونه از گروه شير و لبنيات استفاده کنيم؟

1) حتي الامکان از شيرهای پاستوريزه شده کم چربی استفاده شود.

2) در صورت عدم دسترسی به شير پاستوريزه  می توانيد شير تازه را با افزودن مقداری آب به آن به مدت 20 دقيقه حرارت داده سپس مصرف نمائيد.

3) حتی الامکان پنيرهايی را که در ساخت آن از شير پاستوريزه استفاده شده، مصرف نمائيد.

4) از بستني هايی که از شير پاستوريزه تهيه شده استفاده نمائيد.

5) در مصرف هر نوع کشک بايد حتما قبل از مصرف، مقداری آب به آن اضافه کرده، حداقل برای مدت بيست دقيقه، در هنگام همزدن بجوشانيد.

 

گروه پروتئين (حيوانی و گياهی) :

پروتئين حيوانی : اين گروه شامل موادی مانند گوشت های قرمز (گوسفند و گوساله)- گوشت های سفيد (مرغ و ماهی و پرندگان) امعاء و احشاء ( دل، قلوه، جگر، زبان، مغز) و تخم مرغ ، که دو گروه آخر يعنی امعاء و احشاء و تخم مرغ منابع غنی از کلسترول هستند - ميگو و کنسرو ماهی.

پروتئين های گياهی : بهترين انتخاب جهت استفاده از پروتئين گياهی، انواع لوبيا هستند. يک سهم از لوبيا حاوی ويتامين ها و مواد مغذی بيشتری از يک سهم دانه ها و مغزها می باشند.

برخی منابع پروتئين گياهی عبارتند از:  انواع لوبيا (لوبيا چيتي، قرمز، باقلا)، نخود و لوبيای خشک شده، کره انواع مغزها (بادام هندی، بادام زمينی و ... )، مغزها (آجيل ها) و تخمه آفتابگردان.

واحد اندازه گيری : يک واحد معادل 60 گرم از مواد فوق الذکر می باشد (در حالت کلی) به عنوان مثال تخم مرغ 2 عدد، ماهی 3 تکه،  ماهي تن 40 گرم ، و در پروتئين های گياهي يک واحد معادل يک ليوان پخته از موارد ذکر شده است.

مقدار مصرف : برای افراد بالغ سالم ، مصرف روزانه 2 واحد يا بيشتر توصيه می شود که برای رشد، خون سازی و سلامت سيستم عصبی لازم است.

 

چگونه از گروه پروتئين استفاده کنيم؟

1- قبل از طبخ و مصرف گوشت های قرمز، تمام چربی قابل رويت آن را جدا کنيد و هنگام آماده کردن مرغ، پوست آن را که حاوی چربی زيادی است جدا کنيد.

2- حتی الامکان از سرخ کردن گوشت خودداری کنيد.

3- در مصرف مغز، زبان، امعاء و احشاء ( به علت دارا بودن چربی، و کلسترول بالا) افراط نکنيد.

4- برای طبخ گوشت های يخ زده به صورت آب پز، بايد آن را بلافاصله بپزيد و اگر بخواهيد به صورت کباب شده يا بصورت های ديگر استفاده کنيد، برای خارج کردن گوشت از حالت يخ زده بايد آن را 24 ساعت در يخچال قرارداده و بعد طبخ نمايد.

5- بهتر است به جای گوشت قرمز از گوشت های سفيد (مرغ و ماهی) استفاده کنيد.

6- برای بزرگسالان، مصرف زرده تخم مرغ به علت دارا بودن کلسترول زياد به حداکثر 3 عدد در هفته محدود شود.

7- مصرف حبوبات به علت دارا بودن املاح معدنی و پروتئين زياد، توصيه می شود.

8- انواع مغزها ( گردو، فندوق، بادام و ...) ميان وعده های مناسبي برای تامين پروتئين گیاهی، انرژی و برخي مواد مغذی هستند. به شرط اين که بوداده نباشند و اگر هم باشند، دارای نمک کمتری باشند.

 

گروه نان و غلات:

اين گروه شامل موادی مانند انواع نان ، گندم  و جو با مالت برنج ، جوانه گندم يا حليم برنج فرنی ، ماکارونی ، رشته ، اسپاگتی ، بيسکويت ، نان ذرت می باشد.

مواد مغذی مهم : ويتامين های B (تيامين) – B2 (ريبوفلاوين) – B3 (نياسين) آهن ، روی و مقداری پروتئين.

واحد اندازه گيری : 1 برش 3 گرمی از انواع نان ، نصف ليوان از غلات پخته شده، ماکارونی و برنج پخته شده.

مقدار مصرف : برای افراد بالغ سالم ، مصرف روزانه 4 واحد يا بيشتر توصيه می شود. اين گروه برای تامين انرژی ، رشد و سلامت سيستم عصبی لازم است.

 

چگونه از گروه نان و غلات استفاده کنيم؟

1- حتی الامکان برنج را بصورت کته مصرف کنيد.

2- سعی کنيد بيشتر از نان های حاوی سبوس (مثل: نان جو، سنگک) استفاده کنيد.

3- برای کامل کردن پروتئين گروه نان و غلات ، بهتر است آنها را به صورت مخلوط با حبوبات مصرف کنيد ( مانند عدس پلو، باقلا پلو، عدسی با نان و غذاهايی از اين قبيل).

4- نان ها، غلات و انواع ماکارونی غنی شده به طور قابل توجهی مقاديری از منيزيم، روی و فيبر را تامين مي کنند. بنابراين بيماران بايد به انتخاب فرآورده های دانه کامل تر ترغيب شوند.

 

گروه ميوه ها و سبزيجات

اين گروه شامل:

الف : سبزيجات و ميوه های غنی از ويتامين (ث): سبزيهايی برگی، کلم پيچ، گل کلم، شاهی و ساير سبزيها مانند گوجه فرنگی و فلفل دلمه ای و ميوه هايی مانند مرکبات و توت فرنگی.

ب : سبزيهايی سبز تيره : (که منبع عالي ويتامين هستند) ، کلم ، سبزيهای برگدار، برگ چغندر، ترب ، خردل ، کاهو و اسفناج .

ساير سبزيجات و ميوه ها شامل سبزی و ميوه های زرد رنگ هستند که تامين کنند مقادير قابل توجهی ويتامين ََُA می باشند.

ميوه ها : سيب ، زرد آلو، موزه ، توت ها ، گيلاس ، خرما ، انگور ، انجير، شليل ، هلو، گلابي ، خرمالو، آناناس ، آلو و هندوانه.

سبزی ها: انواع لوبيا سبز ، جوانه لوبيا ، چغندر قند ، هويج ، کرفس ، گل کلم ، ذرت ، خيار، بادمجان، کاهو، قارچ ، پياز ، نخود ، سيب زمينی ، انواع ترب  و تربچه و کدو.

مواد مغذی مهم : سبزی های سبز تيره محتوی ويتامين C، فولاسين، ويتامين های B2 , B6 , E , A ، آهن و منيزيم  ساير سبزی ها و ميوه های زرد رنگ ويتامين A ، ويتامين های گروه B ، ويتامين E ، منيزيوم ، روی ، و فيبر.

واحد اندازه گيری : يک عدد ميوه متوسط ، يک عدد سيب ، پرتقال ، هلو ، يا يک دوم طالبی کوچک ، يا نصف ليوان گيلاس يا حبه انگور يا 3 عدد ميوه زرد آلو يا نصف ليوان آب ميوه 120 سی سی  يا يک ليوان سبزی برگی شکل مثل کاهو و اسفناج يا نصف ليوان سبزی پخته يا نصف ليوان از ساير سبزی های خام خرد شده يا يک عدد سيب زمينی متوسط .

مقدار مصرف : برای افراد بالغ سالم ، روزانه 4 واحد يا بيشتر توصيه می شود. اين گروه برای حفظ مقاومت بدن در برابر عفونتها ، ترميم زخم ها ، ديد در تاريکی  و سلامت پوست ضروری است.


برچسب ها :
| لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | امتیاز :
rss نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 خرداد 1390 و در ساعت : 11:02 قبل از ظهر - نویسنده : سيدشهرام شمس
درمان ورم پا
ورم پا

آيا وقتي براي مدتي روي مبل يا پشت ميز کارتان مي‌ نشينيد، احساس مي ‌کنيد پاهاي تان سنگين شده و ورم کرده است؟ ممکن است آن را چندان جدي نگيريد اما در نهايت اين مشکل شما را مجبور مي ‌کند با پزشک مشورت کنيد. پزشکان مختلف ممکن است نظرات مختلفي در اين خصوص داشته باشند و در رابطه با  ليپودرم يا حتي نارسايي عروق لمفتيک با شما صحبت کنند. با اين حال آن چه خانم‌ ها را آزار مي ‌دهد، در واقع حبس آب است که در نهايت ورم پا ايجاد مي ‌کند. بدن ما از 60 درصد آب تشکيل شده است و اين آب قسمتي از فواصل داخل سلولي و خارج سلولي را فرا گرفته است. به عبارتي خانمي که 55 کيلو گرم وزن دارد در بدنش 30 ليتر آب جمع شده که 8 تا 10 ليتر آن خارج سلولي و متحرک است. وقتي که عروق بيش از اندازه آب را به سمت خود بکشند، اين امر در ابتدا سبب حبس آب در عروق و بعد از آن ورم مي ‌شود. يکي از نشانه‌ هاي ابتلا به ورم، باقي‌ ماندن جاي فرو رفتگي با فشار دادن انگشت روي موضع يا بزرگ شدن پا در روزهاي گرم يا ساعات پاياني روز است.

ورم ناراحتي خيلي حادي نيست اما مي ‌تواند هر از چند گاهي مشکل ‌ساز شود. دليل آن هر چه باشد در نهايت درمان مشخص است. يا بايد از جوراب‌ هاي مخصوص کمک گرفت يا به کمک درمان ‌هاي دارويي آب را خشکاند.

در اين ميان نوع تغذيه و فعاليت بدني هم اهميت ويژه‌اي دارد. جالب است بدانيد راه رفتن با پاي برهنه روي شن‌ هاي خشک ساحل، ماساژ دادن و کشيدن آرام ماهيچه‌ هاي داخلي، ريختن آب خنک و پوشيدن جوراب ‌هاي کشي فشرده در صورتي که کارتان ايستاده است، مي ‌تواند سبب کاهش ميزان ورم شود، در حالي که زندگي در نواحي خيلي گرم، استفاده از سيستم ‌هاي گرمايشي از کف، پوشيدن کفش‌ هاي تنگ يا پاشنه بلند، داشتن اضافه وزن و مصرف برخي داروها مانند استروژن، کورتيکوييد و... مي‌ تواند اين مشکل را شديدتر کند. در صورتي که شما مبتلا به ورم پا هستيد، پيشنهاد مي ‌کنيم به پزشک مراجعه کنيد تا ابتدا آزمايشات لازم را تجويز و درمان‌ هاي دارويي را آغاز کند. در کنار آن لازم است تحت نظر يک متخصص تغذيه و متخصص طب ورزشي هم باشيد تا رژيم غذايي و حرکات ورزشي لازم را به شما يادآوري کنند.

در اينجا به خلاصه ‌اي از آن چه براي شما تجويز مي‌ شود اشاره مي ‌کنيم:

به رژيم غذايي خود توجه کنيد

اين اشتباه بزرگي است که فکر کنيد نوع رژيم غذايي در بروز يا بهبود ورم پا بي ‌تاثير است. به طور معمول افرادي که به ورم پا دچار هستند، تغذيه درست و خوبي ندارند. به عنوان مثال چربي ‌هاي اشباع و مواد غذايي تصفيه شده زيادي مصرف کرده و در مقابل علاقه ‌اي به مصرف ميوه و سبزيجات تازه ندارند. اين در حالي است که بسياري از رژيم ‌هاي غذايي مي ‌تواند از حبس آب و در نتيجه ورم پيشگيري کند.

1- هر روز به قدر کافي پروتئين بخوريد.

بهترين مقدار مصرف روزانه پروتئين 5/7 تا يک گرم پروتئين براي هر کيلوگرم از وزن است. مثلا اگر وزن شما 55 کيلوگرم است، شما روزانه به 38/5  تا 55 گرم پروتئين نياز داريد. 100 گرم گوشت مرغ حاوي 25 گرم و 100 گرم گوشت ماهي پخته حاوي 20 گرم پروتئين است.

زماني آب درون پاها و عروق حبس مي ‌شود که خون به اندازه کافي پروتئين نداشته باشد.

2- از منابع غني ويتامين E و D استفاده کنيد.

گردو، بادام، دانه انگور و ماهي‌ هاي آب‌ هاي سرد منابع غني ويتامين E بوده و همان ‌طور که ويتامين D محافظ استخوان ‌ها است مي ‌تواند محافظ عروق خوني و کاهش نفوذ پذيري سلولي نيز باشد.

3- مصرف مواد غذايي اسفنجي را کاهش دهيد.

 برخي از مواد غذايي مانند گلوتن، کازئين و برخي افزودني ‌ها مانند امولياست و امولزيفيانت مي ‌توانند حبس آب را افزايش دهند؛ به همين علت مصرف آن ها توصيه نمي ‌شود.

زياد سرپا نايستيد

در صورتي که دچار ورم پا هستيد مسلما اولين توصيه پزشک به شما پوشيدن جوراب‌ هاي مخصوص واريس است. اين جوراب‌ ها چندان زيبا و راحت نيستند اما پوشيدن آن ها ضروري است. مي ‌توانيد اين نوع جوراب ‌ها را از داروخانه تهيه کنيد.

در ضمن بهتر است بدانيد زياد ايستادن مي ‌تواند ورم را شديدتر کند، پس سعي کنيد از ايستادن‌ هاي طولاني ‌مدت در طول روز خودداري کنيد.

5 ورزش مناسب براي ورم پا

هر روز اين تمرين ‌ها را بايد مرتب و پشت هم انجام دهيد:

1- روي يک صندلي بنشينيد و يک توپ تنيس را زير کف پا گذاشته و بدون آن که به آن فشار بياوريد آن را حرکت دهيد و بچرخانيد. اين حرکت را براي هر پا به مدت يک دقيقه در روز انجام دهيد.

2- سرپا جلوي يک پنجره يا هواي آزاد بايستيد و در حالي که به دور دست نگاه مي‌ کنيد، دست‌ ها را به عقب برده تا قفسه سينه باز شود و براي يک دقيقه نفس عميق بکشيد.

3- سرپا بايستيد. يک پا را لبه پله قرار دهيد، به طوري که فقط پنجه روي پله باشد و پاشنه بالاتر قرار گيرد. پاي ديگر را پشت پايي که روي پله است قفل کنيد و خود را تا جاي ممکن بالا بکشيد. بعد به حالت طبيعي اول برگشته و اين بار پاشنه را که زير آن چيزي نيست پايين ‌تر از بلندي پله بياوريد. اين کار را روي هر پا 20 مرتبه تکرار کنيد.

4- سرپا بايستيد. دست ها را از هم باز کنيد. يکي از زانوها را تا جايي که مي ‌توانيد بالا آورده و به سينه نزديک کنيد و يک دقيقه در اين حالت بمانيد. براي پاي ديگر هم همين کار را تکرار کنيد.

5- روي زمين بنشينيد. پاها را بکشيد. دست ‌ها را دو طرف خود، روي زمين بگذاريد. بعد به مدت يک دقيقه سرپنجه‌ ها را تا جاي ممکن به سمت خود بکشيد. اين تمرين را براي يک دقيقه در روز انجام دهيد.


برچسب ها :
| لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | امتیاز :
rss نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 خرداد 1390 و در ساعت : 10:34 قبل از ظهر - نویسنده : سيدشهرام شمس
دلايل ورم كردن پا
بعضي بيماران از تورم کلي اندام‌ها شاکي هستند و برخي اوقات از تورم موضعي مي ‌نالند. تفاوت اين دو چيست؟

ورم به دو دسته عمومي و موضعي تقسيم‌ بندي مي ‌شود. به طور خلاصه در تورم‌هاي عمومي بدن، بيماري پيشرفت بيشتري داشته است و در ورم‌هاي موضعي که بيشتر مشاهده مي ‌شود، اغلب زير پلک يا دست يا پا گرفتار مي ‌شود، در واقع ممکن است ضربه به عروق دست يا پا موجب انسداد عروق شده و اندام را دچار ادم يا تورم کند.

آیا تورم‌هاي موضعي بي‌ خطرند؟

اغلب تورم‌هاي موضعي بي‌ خطرند، اما بايد توجه داشته باشيم که اگر اين تورم موضعي نوعي ترومبوفلبيت باشد، خطرناک خواهد بود.

درباره ترمبوفلبيت و علايم آن

اگر فردي سابقه واريس پا داشته باشد يا به هر دليلي دچار اختلال عروقي شده باشد و متوجه شود که پايش دچار تورم ناگهاني شده است، ممکن است که لخته‌اي خون در عروقش ايجاد شده باشد و احتمال بروز آمبولي ريه در اين فرد بسيار جدي است.

دلايل بروز تورم عمومي بدن چيست؟

در ورم عمومي بدن، فشار بين داخل سلول و خارج سلول به هم خورده است، بنابراين اگر مشکلي براي يکي از اعضاي بدن مانند قلب، کليه يا کبد روي دهد علايم اين بيماري در سراسر بدن پخش خواهد شد. به طور مثال، يک بيمار مبتلا به نارسايي قلبي را تصور کنيد که نخست دچار يک بيماري دريچه‌اي شده و بعد به دليل اينکه عضلات قلب به خوبي از عهده خون‌ رساني برنمي ‌آيد، رفته ‌رفته از ميزان خروجي قلب کاسته مي‌ شود و در نتيجه جلوي قلب و درون ريه مقداري مايع جمع مي ‌شود که به نوعي تورم ايجاد مي ‌شود. از طرف ديگر، قلب به خوبي نمي ‌تواند به اعضاي اصلي ديگر خون‌ رساني کند و يکي از دستگاه‌هاي ديگر که کليه است، به دليل دريافت ناکامل خون وادار مي‌ شود از خودش دفاع کند. بنابراين آنزيمي را تحريک مي ‌کند که از دفع آب و نمک جلوگيري مي ‌کند.

در اين سيستم که موسوم به رنين آنژيوتانسيون است براي بالارفتن حجم خون مقدار زيادي نمک از داخل ادرار و از طريق کليه بازجذب مي ‌شود که همراه اين سديمي که جذب مي ‌شود، مقدار زيادي مايع نيز جذب مي‌ شود. در نتيجه هم در وريد‌ها مايع زيادي داريم و هم اينکه کليه‌ها اجازه نمي ‌دهند سديم دفع شود. به همين دليل بيماري که مدت‌ها است گرفتار بيماري قلبي است احساس مي ‌کند انگشترش يا حلقه دستش داخل انگشت نمي ‌رود.

بيماري‌هاي کبد  هم مي ‌توانند باعث ورم شوند؟

بدن از فيلتري به نام کبد استفاده مي ‌کند که مواد سمي بدن از طريق آن دفع مي ‌شود و مواد سالم نيز پس از تجزيه شدن از طريق کبد وارد بدن مي ‌شود. اکنون تصور کنيد که کبد به دليل استفاده از دارو يا عوامل ويروسي مانند هپاتيت دچار آسيب شود. در اين حالت کبد حتي با يک دهم قسمت خودش نيز مي‌ تواند به فعاليت ادامه دهد اما در نهايت زماني فرا خواهد رسيد که کبد قادر به ادامه کار خود نخواهد بود در نتيجه کبد دچار حالتي سفت موسوم به سيروز مي ‌شود. بنابراين جلو عروقي که خون از طريق آن وارد کبد مي‌ شود گرفته خواهد شد و خون به داخل شکم پس مي‌ زند و تورمي در شکم پديد خواهد آمد که به آن، آسيت گفته مي‌ شود.

آسيت شکم چقدر خطرناک است؟

هنگامي که در شکم با آسيت مواجه مي ‌شويم بايد بدانيم که مقدار زيادي پروتئين به ‌ويژه آلبومين از دست خواهد رفت. همچنين از آن طرف هم کبد قدرت آلبومين‌سازي و پروتئين‌سازي خودش را از دست مي‌ دهد و اين مشکل خطرناک ارزيابي مي ‌شود.

 مشکلات کليه

کليه‌ها اعضايي از بدن هستند که از دو طريق دچار اختلال مي ‌شوند. نخست اينکه خودشان درگير بيماري شوند و يا به علت مصرف دارو تحت تأثير قرار گيرند و دچار مشکل شوند زيرا داروها از طريق کليه دفع مي ‌شوند بنابراين بايد بررسي کنيم که کليه از طريق دارو دچار بيماري شده يا از طريق ديگري دچار مشکل شده است.

آيا اختلالات گوارشي نيز ممکن است سبب بروز ورم شوند؟

برخي از بيماري‌هاي دستگاه گوارش نيز موجب ورم و تورم در بدن مي ‌شود. به طور مثال، در نوعي بيماري موسوم به گاستريت هيپرتروفيک به علت دفع پروتئين از لايه‌هاي متعدد معده مي ‌تواند، ورم عمومي در بدن ايجاد کند يا بيماري ديگري موسوم به کوليت اولسرو مي‌ تواند، تورم روده بزرگ ايجاد کند. در اين بيماري خون و پروتئين زيادي از بدن دفع مي ‌شود که در نتيجه مي‌ تواند موجب ورم نيز شود.

سوء تغذيه و فقر غذايي؟

سوء‌ تغذيه و نخوردن مواد غذايي نيز مي ‌تواند موجب ادم و تورم شود. به‌ طور مثال، در تصاويري که پيش از اين از آفريقا و قحطي‌ زدگان وجود داشت، مشاهده مي ‌کرديد که اغلب آنها لاغرند و شکم بزرگي دارند و بزرگي شکم آنها به دليل وجود مايع شکمي است.

برخي از افراد چاق نيز که از قرص‌هاي ملين استفاده مي ‌کنند دچار تورم اندام مي‌ شوند. دليل اين پديده چيست؟

برخي از افراد چاق، خودسرانه اقدام به درمان چاقي مي‌ کنند و با مصرف قرص‌هاي ملين سعي مي ‌کنند لاغر شوند، در حالي که مصرف مرتب اين قرص‌ها آسيب‌هاي شديدي به دستگاه گوارش مي ‌زند و در نهايت موجب ورم مي‌ شود، به ‌طوري که فردي که رژيم لاغري گرفته است به ناگهان متوجه مي ‌شود که وزنش افزايش يافته است. دليل اين پديده بروز اسهال در افراد و در نتيجه دفع پتاسيم است که در نتيجه موجب ورم عمومي بدن نيز مي‌ شود.


نكته خيلي مهم : ذكر مورد استعمال داروهاي گياهي تنها بر اساس وظيفه اطلاع رساني اين سايت ميباشد و به هيچ عنوان به معناي تجويز يا تكذيب مورد درماني ذكر شده نمي باشد


برچسب ها :
| لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | امتیاز :
rss نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 خرداد 1390 و در ساعت : 09:57 قبل از ظهر - نویسنده : سيدشهرام شمس
هوميوپاتي چیست؟
هوميوپاتي" چندين بار اين کلمه را روي تابلو پزشکان و يا روي کارت ويزيتشان ديده ام، از چند نفر هم پرسيدم، يعني چه؟ هر کس يک چيزي مي گفت، يکي مي گفت: فکر مي کنم همان هيپنوتيزم خودمان است با اسم جديد.

ديگري مي گفت: يک نوع بيماري است که تازه کشف شده، خلاصه خودم دست به کار شدم توي خيابان راه افتادم و روي تابلو پزشکان را خواندم، يکدفعه تابلويي ديدم با اين نوشته دکتر ... رهنما عضو انجمن هوميوپاتي ايران حال مشکل دو تا شد، "انجمن هوميوپاتي" وارد مطب شدم، خدا را شکر خلوت بود. از خانم منشي وقت گرفتم.

... رهنما يک پزشک و عضو انجمن هوميوپاتي ايران، هوميوپاتي را اين گونه تعريف کرد: طب هوميوپاتي روش درماني خاصي است که در آن با تحريک دقيق سيستم ايمني و حياتي بسيار توسط داروهاي خاص هوميوپاتي بيماران را مي توان درمان کرد. در هوميوپاتي تکيه بر درمان بسيار توسط قواي حياتي و درماني خود بسيار است. اولين بار هوميوپاتي توسط ساموئل هانمن پزشک آلماني (1843-1755) کشف شد.

رهنما درباره تفاوت هوميوپاتي و علم پزشکي امروز برايم مي گويد: براي فردي که سردرد ميگرني دارد در طب امروز، مسکن ضد درد همراه با داروي اعصاب يا داروي ضد ميگرن تجويز مي شود و تا زمان مصرف اين داروها، اغلب سردردها کنترل مي شوند ولي چون علت ايجاد کننده سردردها همچنان باقي است با قطع دارو سردردها دوباره عود مي کند در حالي که در طب هوميوپاتي براي سردردها داروي خاصي تجويز نمي شود بلکه دارو به علت ايجاد کننده سردرد تجويز مي شود و با طرف شدن علت، سردرد براي هميشه بهبود مي يابد.

به گفته رهنما تا 10 سال قبل مردم فکر مي کردند هوميوپاتي يعني انرژي درماني و تنها براي بيماري هاي روحي مثل افسردگي، اضطراب و ... به پزشک هوميوپات مراجعه مي کردند اما در حال حاضر در کنار بيماري هاي جسمي مسائل رواني را هم با پزشک هوميوپات در ميان مي گذارند. در اصل ابراز درماني هوميوپاتي بطور کامل دارويي است و از اين طريق هم مشکلات روحي و هم جسمي را درمان مي کند.

وي معتقد است؛ داروهاي هوميوپاتي در سال 1938 مورد تاييد سازمان FOA (سازمان تاييد غذا و دارو آمريکا) قرار گرفت. 75 درصد اين داروها گياهي است. مثل بابونه، شقايق، رازيانه... 10 تا 15 درصد معدني است مانند کلسيم، منيزيوم، روي و 10 درصد جانوري مثل شير يک ميدان خاص يا عسل يک زنبور خاص از آنجايي که داروهاي هوميوپاتي به ميزان زياد رقيق شده اند و طبيعي هستند عوارض جانبي ندارند.

از نظر اين عضو انجمن هوميوپاتي مصرف همزمان داروهاي شيميايي و هوميوپاتي اين است که داروهاي هوميوپاتي سيستم ايمني را تحريک مي کند و مصرف داروي شيميايي موجب مي شود که عملکرد خودش را به خوبي نشان ندهد ولي داروي هوميوپاتي به علت رقيق بودن برداروهاي شيميايي اثر نمي گذارد. بنابراين در صورت مصرف داروي هاي شيميايي فردمي تواند در کنار آن از داروي هوميوپاتي نيز استفاده کند در اصل داروي شيميايي را قطع نمي کنيم اما به مرور زمان با توجه به وضعيت بسياري مي توانيم آن را کم کنيم.

به عنوان مثال يکي از بيماران من که سه نوع داروي فشار خون مصرف مي کرد پس از سه ماه مصرف داروي هوميوپاتي به دليل آمدن فشار خونش، يکي از داروهاي شيميايي او را قطع کردم.

پس هوميوپاتي يک روش درماني است نه هيپنوتيزم و چيزهاي ديگر يک روش که با تحريک سيستم ايمني، قصد ريشه کن کردن بسياري را دارد.


برچسب ها :
| لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | امتیاز :
rss نوشته شده در تاریخ شنبه 7 خرداد 1390 و در ساعت : 12:40 بعد از ظهر - نویسنده : سيدشهرام شمس
طب سوزني چيست

طب سوزنی شاخه ای از طب سنتی چین و یکی از معروفترین رشتة های طب مکمل می باشد.قدمت این علم به 2500 سال پیش برمی گردد. استفاده از طب سوزنی تا قرنها به آسیا محدود می شد تا اینکه فرانسوی ها در قرن 16 میلادی با آن آشنا شدند و استفاده از آن را در اروپا گسترش دادند.

بین پزشکان مختلف در صحت و سقم طب سوزنی اختلاف نظر وجود داشت تا اینکه سازمان بهداشت جهانی (WHO) در سال 1975 استفاده از طب سوزنی در تشخیص و درمان بیماریها را رسما تأیید کرد . طب سوزنی چین از مکتب تائوئیسم (Taoism) منشأ میگیرد. تائو (Tao) نیرویی است که همة جهان را خلق کرده است و دو نیروی مخالف یین (Yin) و یانگ (Yang) را بوجود میآورد. این دو نیرو همواره در حال نزاع هستند و بین آنها انرژی Qi (کی یا چی) رد و بدل می شود. در واقع انرژی Qi منشا همة تغییرات در جهان است.

یین و یانگ دو قطب مخالفی هستند که در تمام پدیده های طبیعی وجود دارند. این دو نیرو همیشه با هم ترکیب می شوند تا یک کل را تشکیل دهند و هیچیک به تنهایی نمی توانند وجود داشته باشند.

در طب سوزنی جهان مادی از 5 عنصر تشکیل شده است. این عناصر در حال واکنش با یکدیگر هستند. بدن ما نیز جزئی از این جهان است، بنابراین از همین 5 عنصر تشکیل یافته است. در همة این عناصر دو قطب یین و یانگ وجود دارد که در حال مقابلة دائم هستند و انرژی Qi را جاری میکنند. کانال هایی در بدن وجود دارد که انرژی Qi در آنها حرکت می کند. اگر به هر دلیلی، اختلال یا انسدادی در این کانال ها رخ دهد، انرژی که در آنها جریان دارد تغییر کرده و بیماری ایجاد می شود.

5 عنصر تشکیل دهندة جهان عبارتند از: چوب، آتش، زمین، فلز و آب. این عناصر شدیدا به هم وابسته اند، به گونه ای که همچنان که یکدیگر را تحریک می کنند، باعث مهار و کنترل یکدیگر نیز می شوند. در چرخة sheng یکدیگر را تقویت می کنند و در چرخة ke مهار.

از انجایی که طب سوزنی ارتباط نزدیکی با طبیعت دارد، این چرخه ها نیز از طبیعت الهام گرفته شده اند. تفسیر این دو چرخه به این صورت است: در چرخهء sheng درختان (چوب)‌از اب تغذیه می کنند، از چوب اتش بوجود می اید، اتش تبدیل به خاکستر (زمین) می شود، در درون زمین معادن (فلز) وجود دارد، فلز می تواند ذوب شده و تبدیل به مایع (اب)‌شود.

در چرخه ‌ke نیز می توان مهار عناصر را به همین ترتیب بیان کرد: اب اتش را خاموش می کند، چوب توسط اتش سوخته و از بین می رود، اتش فلز را ذوب می کند، فلز ، درختان (چوب) را می برد، درختان (چوب) از زمین تغذیه کرده و انرا تضعیف می کنند و زمین سد راه اب می شود... نقاط حساسی بر روی کانال ها وجود دارد که با تحریک آنها می توان اختلال ایجاد شده در این انرژی را برطرف کرد. در طب سوزنی (همانطور که از نام آن نیز مشخص است) این نقاط را با فروبردن سوزن های مخصوص تحریک می کنند.

بنابراین متخصص طب سوزنی با توجه به علائم و شکایات بیمار، ابتدا بیماری را تشخیص داده و تعیین می کند در کدامیک از کانال های انرژی ، اختلال وجود دارد، سپس با تحریک نقاطی که بر روی این کانال قرار دارد، اختلال انرژی را برطرف کرده و بیمار را درمان می کند. محل دقیق این کانال ها و نقاط را با نشانه های آناتومیک (مثل ابروها، استخوانها، ناف و ...) و با استفاده از واحد سون (Cun) تعیین می شود. سون (Cun) واحدی است که چینی ها برای اندازه گیری فواصل بدن و پیدا کردن دقیق نقاط طب سوزنی از ان استفاده می کنند. سون یک اندازه گیری نسبی است و به ترتیب زیر تعریف میشود:

 عرض انگشتان فرد معالجه کننده به عنوان واحد استفاده میشود. به عنوان مثال، فاصلهء‌بین چین عرضی ارنج و چین عرضی مچ دست، دوازده سون است. رایجترین کاربرد طب سوزنی در دنیای امروز، تسکین دردهای مزمن است که مکانیسم علمی آن مشخص شده است. لیست موارد استفاده طب سوزنی تأیید شده توسط

سازمان بهداشت جهانی عبارتند از:

¤ بیماریهای دستگاه تنفس فوقانی

سینوزیت

رینت الرژیک

سرماخوردگی

التهاب لوزه ها

¤ بیماری های دستگاه تنفس تحتانی

برونشیت حاد

آسم برونشیال (در کودکان و بیماران بدون بیماری همراه مؤثرتر است)

¤ بیماریهای گوارشی

اسپاسم مری و دهانه معده

سکسکه

التهاب حاد و مزمن معده

افزایش ترشح اسید معده

زخم مزمن معده و التهاب حاد و مزمن روده

اسهال و یبوستهای مقاوم به درمان مانند IBS

¤ بیماری های ارتوپدی

آرتروز مفاصل زانو

آرنج تنیس بازان

شانه یخزده

درد پایین کمر LBP

آسیب های ورزشی بافت نرم

¤ آرتریت روماتویید و دیگر بیماریهای بافت همبند

¤ بیماریهای عصبی

میگرن

درد عصب سه قلو (صورت)

فلج های صورتی

فلج بعد از CVA (سکته مغزی)

شب ادراری

¤ ترک اعتیاد

مزایای طب سوزنی باعث افزایش روز به روز استفاده از ان شده است،‌ مهمترین مزایای ان عبارتند از:

1- بسیار ارزان است.

2- ساده است و در همه جا قابل انجام است.

3- موثر بودن ان ثابت شده است.

4س- اگر توسط فرد متخصص انجام شود، عارضه ای ندارد.

طب سوزنی علیرغم همة مزایا، دارای عوارض جانبی نیز می باشد که باید به آنها نیز توجه شود:

1- امکان انتقال ایدز و هپاتیت B در صورت استفاده از سوزن های غیر استریل یا غیر یکبار مصرف.

2- ضعف، بی حالی و غش کردن بیمار تحت درمان در صورت تحریک نقاط ممنوعه.

3- درمان نشدن و حتی ایجاد مشکلات جدید در صورت تحریک نادرست نقاط که همه’ این عوارض در صورتی که درمان توسط متخصص طب سورنی انجام شود، به صفر خواهد رسید...

 

 

چه نوع بیماری‌هایی توسط طب سوزنی قابل درمان می‌باشند؟

ـ بیماری‌های عصبی‌ـ‌عضلانی مانند آرتریت روماتوئید، بی‌خوابی، سرگیجه، درد شانه و گردن ـ بیماری‌های روحی‌ـ روانی و هیجانی مانند عصبانیت، ‌افسردگی، مانیاـ بیماری‌های عروقی و جریان خون مانند پرفشاری خون، درد قلبی،‌کم‌خونی ـ اعتیاد به سیگار و الکل ـ بیماری‌های سیستم تنفسی مانند سینوزیت، آلرژی، برونشیت،

ـ مشکلات گوارشی مانند آلرژی غذایی، سندرم روده تحریک‌پذیر،‌اسهال، یبوست مزمن، التهاب معده،‌ بی‌اشتهایی

طی مطالعه‌ای که در سال ۱۹۷۷ توسط انجمن بین‌المللی سلامت انجام گرفت نشان داد که طب سوزنی می‌تواند در درمان اعتیاد شدید، سردرد، مشکلات پریود خانم‌ها، درد آرنج تنیس‌بازان، فیبرومیالژی، استنوارتریت، درد کمر، سندرم تونل کارپ و آسم به تنهایی با با سایر روش‌های درمانی مناسب باشد.

زمان درمان و تعداد جلسات بسته به شدت بیماری و حاد یا مزمن بودن آن توسط پزشک تعیین می‌گردد و معمولاً مدت زمان باقی ماندن سوزن‌ها در بدن بین ۲۰ تا ۴۰ دقیقه می‌باشد.

کاربردهای درمانی طب سوزنی

1. بیماریهای انگلی و عفونی و اسهال

2.بیماریهای دستگاه گوارش: گاستریت، گاستروآنتریت، زخم معده و اثنی عشر، یبوست و سندرم روده تحریک پذیر

3. بیماریهای دستگاه تنفس و سرماخوردگی، سینوزیت، برونشیت و آسم

4. بیماریهای قلب و عروق و افزایش و کاهش فشار خون

5. بیماریهای دستگاه ادراری، تناسلی، پروستات و شب ادراری

6. بیماریهای دستگاه حرکتی: اسپوندیلیت گردن، توریتکولی، آرتریت روماتوئید، درد سیاتیک، درد کمر، شاخه منجمد، آرنج تنیس بازان، آرتریت، آرتروز و رماتیسیم مفصلی

7. بیماریهای دستگاه عصبی: سردرد، میگرن، نورالزی عصب تری ژمینال، همی پارزی، پارزی در صورت، صرع و هیستری

8. بیماریهای اختلالات روانی: افسردگی، شرایط خستگی مفرط، تشویش و بی قراری، اختلال خواب، اعتیاد به مواد مخدر و اعتیاد به نیکوتین

9. کاربرد در جراحی

10. اختلال در ارگانهای حسی: وزوز گوش، بیماری منیر و بیماری مسافرت

11. اختلالات ژنیکولوژیک: دیس منوره و قاعدگی دردناک، آمنوره، تسکین درد تومورهای گلفی، ایجاد بی دردی حین زایمان و التهابهای تخمدان، لگن، رحم و... و ناتوانی جنسی

12. اختلالات پوستی و جوش صورت، هرپس زوستر، پسوریازیس و اگزما

13. افزایش و کاهش وزن

 

 

 

آیا سوزنها درد هم دارند؟

سوزن هایی که استفاده می شود به باریکی یک تار مو می باشند، در نتیجه بیمار هیچ نوع دردی احساس نمی کند، این سوزنها در بدن به مدت 15 تا 20 دقیقه می ماند و این فرصتی است برای مغز که این دردکش های طبیعی را آزاد و به نقطه درد سرازیر کند

طبق طب سنتی چین، 12 کانال اصلی و 8 کانال فرعی در بدن وجود دارد و ارگانهای بدن در تماس با این کانال ها قرار دارند. در این شکل، کانال معده را مشاهده می کنید. این کانال از قسمت یو U شکل در صورت شروع شده، از گردن، قفسة سینه و شکم گذشته و تا پاها ادامه پیدا می کند.

در هریک از قسمتهای کانال، نقاطی وجود دارد که تحریک هرکدام می تواند بیماریهای خاصی را درمان کند. به عنوان مثال تحریک نقاط صورت در اختلالات چشمی، میگرن، بلع و ... استفاده قرار می گیرد. نقاط موجود در قفسة سینه این کانال در قفسة سینه این کانال در درد قفسة سینه و اختلالات غدد شیری استفاده می شود. تحریک نقاط موجود در شکم در اختلالات دستگاه گوارش و نقاط اندام تحتانی در اختلالات مفصلی صورت می گیرد.

361 نقطة مهم در بدن وجود دارد. ثابت شده است که مقاومت الکتریکی پوست در این نقاط، کمتر از بقیة نقاط بدن است. امروزه در طب سوزنی از سوزنهای استیل، نازک و انعطاف پذیر استفاده می شود. قطر این سوزنها از 0.6-0.2 میلیمتر و طول آنها از 10-1 سانتیمتر متغییر است و در انتهای این سوزنها یک دسته وجود دارد. در هنگام وارد کردن سوزن به سوزن به طور عمودی بین انگشتان قرار میگیرد.

عمق فرو کردن سوزن از چند میلیمتر تا 5 سانتیمتر (با توجه به محل نقطه) متغیر است. سوزنها به مدت 30-10 دقیقه در جای خود باقی می مانند.

 

 

 

طب سوزنی و نوین مکمل یکدیگرند

طب سوزنی یکی از انواع درمان های مکمل است که در کنار دیگر درمان ها برای برخی از بیماران مورد استفاده قرار می گیرد.

طب سوزنی به مباحث انرژی بسیار مهمی که در بدن وجود دارد می پردازد.بهتر است بدانید مسیرهای انرژی مستقل از سیستم اعصاب بوده و هر کدام با ارگان یا ارگان هایی در داخل بدن در ارتباطند همان طور که تحقیقات اخیر در فیزیک کوانتوم نیز موجودیت آن ها را تایید می کند.

دکتر شهریار بهنام فر به گفته خودش از جمله پزشکانی است که دوره طب سوزنی را به مدت 6 ماه در کشور چین گذرانده و برای درمان برخی بیماران خود از این روش استفاده می کند.

این پزشک می گوید: طب سوزنی شاخه ای از طب سنتی چین و یکی از معروف ترین رشته های طب مکمل است و سازمان بهداشت جهانی (WHO) در سال 1975 میلادی استفاده از طب سوزنی در تشخیص و درمان بیماری ها را به طور رسمی تایید کرده است.وی می افزاید: قرار گرفتن سوزن در نقاط طب سوزنی باعث جابه جایی و تنظیم انرژی در مسیرهای انرژی و در نتیجه کل بدن می شود.

:طب سوزنی در ایران از 20 تا 30 سال قبل مورد توجه خاص قرار گرفته است و اکنون در بیشتر شهرهای پرجمعیت پزشکان زیادی به کاربرد این طب در کنار درمان نوین می پردازند.

متاسفانه با وجود این که طب سوزنی به خوبی تایید شده و هم اکنون نصف جمعیت جهان با آن درمان می شوند اما مردم کشور ما به علت آگاهی نداشتن از آن استقبال چندانی نمی کنند.

دوره آموزش در دو سطح مقدماتی و پیشرفته که هر سطح نیز شامل یک دوره تئوری و عملی بود، ارائه شد و بعد از اتمام آموزش و قبولی در آزمون مدرک بین المللی که مهر وزارت امور خارجه چین را نیز دارد گرفتم. برای اشاعه و گسترش طب سوزنی تمام کشورها برنامه های مدونی دارند که در قالب این برنامه ها پزشکان سراسر دنیا آموزش های لازم برای استفاده از این طب را می آموزند.

: طب سوزنی هیچ منافاتی با طب نوین نداشته بلکه در مواردی مکمل آن است.

هم زمان با طب سوزنی دارویی تجویز نمی شود مگر داروهای گیاهی، به این دلیل که داروهایی گیاهی مورد استفاده طب سوزنی در ایران بسیار کمیاب است در برخی موارد، بیمار فقط توسط سوزن مورد درمان قرار می گیرد طب سوزنی با تحریک نقاط خاص یکسری فعل و انفعالات عصبی و شیمیایی در بدن ایجاد می کند که منجر به نتیجه درمانی می شود. حدود 400 نقطه در هر طرف بدن وجود دارد که برای درمان باید این نقاط شناسایی و سوزن در مکان درست آن قرار گیرد تا باعث درمان  شود.وی میزان کاهش درد بیماران دارای بیماری های مزمن مانند میگرن را در دوره ابتدایی درمان 70 تا 80 درصد عنوان می کند و می افزاید: بیمار بعد از این در حالت عادی دردی نداشته و گاهی در اثر تنش های عصبی یا استرس شدید دوباره درد را احساس می کند، چون بیماری مزمن است، درمان با فاصله های زمانی بیشتر تا بهبودی کامل ادامه می یابد.  دیگر درمان های رایج در طب سوزنی را در زمینه بیماری های گوارشی، اعصاب و روان، تنفسی و پوستی بر می شمرد از جمله این بیماری ها سردرد، اعتیاد، سرگیجه، سینوزیت، میگرن، آرتروز گردن، کمر درد، سیاتیک، درد زانو و ... می باشد.وی با بیان این که طب سوزنی یک علم است ما نباید از هیچ راه درمانی انتظار معجزه داشته باشیم به عنوان مثال در برخی از بیماری ها مانند آرتروز زانو که وزن بیمار تاثیر مستقیمی در روند بیماری دارد، به این افراد توصیه می شود نکاتی مانند نشستن روی مبل و کاهش وزن و ... را رعایت کند. بیمار با استفاده از طب سوزنی می تواند کاهش وزن نیز داشته باشد که نیازی به رژیم های سخت یا افتادگی پوست که در اغلب خانم ها بعد از رژیم مشاهده می شود ندارد. هر چند این نوع درمان عوارضی ندارد اما اگر توسط فرد غیر حرفه ای انجام گیرد ممکن است مشکلاتی را برای فرد ایجاد کند که از جمله آن می توان به درمان نشدن فرد اشاره کرد.

 

 

مکانیسم اثر طب سوزنی

تئوری‌های مختلفی در مورد مکانیسم تاثیر طب سوزنی وجود دارد که هر کدام به نحوی تاثیرگذاری آن را توجیه می‌کند ولی تا کنون نظریه قطعی در مورد مکانیسم اصلی تاثیر آن مشخص نگردیده است. مهم‌ترین این تئوری‌ها عبارتند از:

ـ نقاط طب سوزنی احتمالاً با انتهاهای عصبی در ارتباطند و از این طریق باعث تحریک یا مهار آن‌ها می‌گردند.

ـ تحریک نقاط طب سوزنی باعث تولید برخی مواد شبه مخدری در بدن می‌شود که باعث کاهش درد می‌شوند.

                    

چگونگى درمان بیماریها با طب سوزنى

 از نظر طب چین بدن انسان از 12 عنصر مهم و اعضای وابسته به آن تشکیل شده. این 12 عنصر که 6 عدد آن تو خالی به نام Fu و 6 عدد آن تو پر می‌باشد که بعنوان اعضاء Zang زنگ نامیده می‌شوند.

اعضای توخالی عبارتند از: معده ـ روده باریک ـ روده بزرگ ـ کیسه صفرا ـ مثانه ـ SJ.

اعضای تو پر عبارتند از: قلب ـ طحال ـ کلیه ـ ریه ـ کبد ـ پریکارد.

بعضی این تقسیم‌بندی را به 5 عضو و 6 عضو یعنی 11 عدد عضو انجام داده‌اند.

SJ و پریکارد اعضائی موهومی هستند. یعنی وجودشان قطعی است ولی دلیل علمی و آشکاری نمی‌توان پیدا کرد. طحال در اینجا به معنی غده لوزالمعده و مجموعه دوازدهه و خود طحال اطلاق می‌گردد.

قلب یک عضو کاملاً عضلانی می‌باشد ولی بعنوان یک عضو تو پر قلمداد شده. ریه و بافت ریوی چون یک دست است بعنوان یک عضو تو پر بحساب آمده است. کلیه‌ها با وجودیکه لگنچه را در مرکز دارند معهذا باز بعنوان یک عضو تو پر بحساب آمده است.

وقتی مابین نیروهای حیات کره زمینی آنچنان تعادلی می‌باشد آیا نباید چنین تعادلی مابیـن اعضاء بدن انسان وجود داشته باشد.

در این تقسیم ساز و کار هر عضو توپر در بالای خط و هر عضو توخالی در پائین خط نوشته شده بین اعضای تو پر و تو خالی روابط داخلی برقرار است و اصولاً یک قرابت وجود دارد. مثلاً در مورد کبد و کیسه صفرا که کبد یک عضو ترشحی صفرا بوده و کیسه صفرا یک عضو غلیظ کننده و انبار کننده می‌باشد یا مثلاً کلیه‌ها که باید ادرار را ترشح و مثانه که آنرا در خود ذخیره می‌سازد یا مثلاً طحال که آن را شامل دوازدهه (اثنی‌عشر) و پانکراس و خود طحال فرض کردیم شیرابه‌های هضمی خود را به داخل  GIترشح می‌کنند (رابطه داخلی اعضاء توپر و توخالی) قلب عمده یونهای حیاتی خود را از روده باریک و جذب آن ناحیه‌ای می‌گیرد.

رابطه داخلی ریه و روده بزرگ در جذب آب توسط کلونtransverse and ascendant colon  و تنظیم آب بدن در تنفس‌ها یادتان باشد اگر توضیح فیزیولوژیک کافی نیست باید بدانید که این تئوریها از پنج هزار سال پیش که بشر تشریح نمی‌دانست بوجود آمده و عجیب آنکه در عمل و محاسبات درست در می‌آید ولی توجیه آن به زبان طب غرب حتی گاهی ممکن نیست.

مثلاً آنچه در آینده می‌خوانید توجیه kidney شامل هم سیستم ادراری بوده و هم تمام اعمال ترشحی غده فوق کلیوی قشریcortical and medulla  و مرکزی و تخمدانها و بیضه به همین دلیل است که طب چین کلیه را از ناف تا پرینه می‌داند. ما در عمل تا مچ پای داخلی هم می‌رویم. مثلاً برای درمان 5 Stranguri که شامل تکرر ادرارfrequency  ـ خون در ادرار  heamaturiaـ بی‌اختیاری ـ ادرار شبانه ـ دفع ادرار با دردdysuria  علاوه بر نقاط آکوینکچر Ren 4، Ren 3 و دو طرف Ren 3 روی مریدیان معده ST27ها بلکه Spleen 6 و Kidney 6 که در مچ پای داخلی است استفاده می‌گردد.

حال به این مثالها در مورد تعادل عناصر پنج‌گانه توجه بفرمائید.

اعضای حسی 5 گانه به اورگانها یا اعضاء اصلی مثل بینی ریه ـ معده دهان ـ چشم کبد ـ قلب زبان ـ کلیه گوش.

ایا به  هارمونیها توجه میکنید ارقامی مثل 12 ماه 12 اورگان 5عضو حسی 12 سیاره منظومه شمسی جمع نقاط تمام مریدیانهای دوازده گانه که 361 میشود روزهای سال و جذر ان 19 که 19 عدد رمز الهی است ؟

در این پنج زنجیره در هر زنجیره‌ای می‌توانید ارتباط این عناصر را با یکدیگر مطالعه کنید. مثلاً رنگ سیاه ـ کلیه که عضوی است نسبتاً سیاه رنگ و زمستان تاریک است. معمولاً و در زمستان آب زیاد است (باران) و انسان در زمستان بیتشر می‌ترسد و گوشهایش نیز حساس می‌گردد. در زمستان استخوان درد بیشتر است و در زمستان است که دردهای استخوانی شروع می‌گردد. در مورد بهار که رنگ سبز جلوه‌گاه درختان و چمن‌ها باد می‌آید، انسان زود خشمناک شده و فریاد می‌زند. در بهار است که رشد تند درختان بیشتر می‌گردد.

همانطور که می‌بیندی هر زنجیره از عناصری است که بطریقی با هم در ارتباط می‌باشند.

باز هم یادتان باشد ما داریم به عناصر طبیعت و بدن انسان با چشمان 5000 سال پیش نگاه می‌کنیم و جنبه علمی و تجربی قرون قدیم را بهم ارتباط می‌دهیم. زمانهائی که حتی علمی بنام تشریح و آناتومی بدن نبوده.

چگونگی درمان طب سوزنی: کبد مادر قلب است و طحال فرزند قلـــب.

بیماری مبتلا به ناراحتی و کسالت قلبـــی می‌باشد. می‌خواهیم او را با چرخه 5 عناصر درمان نمائیم.

قلب خراب با قرمز مشخص شده. اولاً باید مادر او را گا هی تقویت کرد که مادرش می‌شود. کبد یعنی یکی از نقاط مهم مریدیان کبد که بهترین آن Liver 3 است سوزن می‌زنیم. دوماً خودش را یعنی یکی از نقاط مریدیان پریکارد را که معمولاً  Pc6می‌باشد سوزن می‌زنیم. اگر قلب Excess است یعنی مثلاً تاکیکاردی دارد. باید پسرش را اصطلاحاً ارام کرد. یعنی یکی از نقاط طحال که بهترینش Spleen 4 است سوزن می‌زنیم ـ پس بطور خلاصه قلب اگر تاکیکارد است فرزندش را آرام می‌کنم Sedate اگر قلب برادیکارد است مادرش را تقویت می‌کنیم یعنی کبد را سوزن می‌زنیم.

درمان بیماریهاى صعب العلاج

اینک به ادامه مبحث درمان بیماری صعب‌العلاج با چرخه 5 عنصر 5 elements بپردازیم بارها متخصصین چشم یک ضایعه چشمی داشته‌اند که مطابق درمان سندرومهای چشمی به درمان آن اقدام کرده‌اند ولی درمانها مؤثر واقع نمی‌شده‌اند. معمولاً این بیماران بعد از درمانهای زیاد طب غرب عاقبت با یک نسخه به آدرس اینجانب فرستاده می‌شوند. بعنوان مثال چنین بیماری را می‌خواهیم درمان کنیم یا درصدی از بهبودی برایش به وجود آوریم.

1- چشم از اعضای حسی پنج‌گانه می‌باشد و منصوب به کبد Liver می‌باشد. می‌توانید آنرا در اولین رشته از چرخه پیدا کنید. پس کبد درگیر درمان است. برای تقویت کبد ابتدا مادرش را سوزن می‌زنیم. مادر کبد Kidney کلیه است و  Tonifyباید بشود  من Kidney 6 را سوزن می‌زنم در مچ پا و سپس خود کبد که من اینجا Liver 3 را سوزن می‌زنم و تونی فای می‌کنم.

این دو نقطه واقع در پا ا ست. دو طرفه یعنی دو پا و حالا لابد می‌دانید که آنچه در مچ دست و مچ پا سوزن می‌زنید )yaun source points محل ریختن جویهای کوچک و تشکیل رود) خود به خود Tonify است و آنچه در آرنج و زانو سوزن می‌زنید . خی سی پوینتهاhe sea points    ( H در زبان چینی خ صدا میدهد ) سر ارنج و سر زانو قرار دارند( محل ریختن رود بدریا ) sedate می‌باشد. به زبان ساده مچ دست و پا تقویت است و سر زانو و آرنج آرام کردن و در آوردن است.

اصولاً طب سوزنی و تکنیک آن به این ترتیب است یا می‌خواهید نقطه‌ای را ساکت کنید یعنی عامل پاتولوژیک را از آنجا خارج نمائید یا می‌خواهید آنرا تقویت کنید یعنی چیزی خوب به آن نقطه اضافه کنید.

برای تقویت معمولاً آنرا گرم می‌کنند moxibustion و یا به شدت سوزن را در آن نقطه می‌چرخانند و در ضمن بالا و پائین هم می‌برند یا آنرا به دستگاه الکترو آکوپنگ چر وصل کرده و 2 نوع فرکانس پشت سر هم می‌فرستند.

برای sedate یا آرام کردن و یا کندن و خارج کردن عامل بیماریزا سوزن را در محل نقطه وارد کرده ابتدا qi را استخراج کرده و بعداً این مانور را اجرا می‌کنند. تند سوزن را فرو می‌کنند و آهسته آهسته سوزن را با زاویه کم بیرون می‌کشند تا جائیکه 1 میلیمتر از سوزن داخل پوست بماند دوباره همین حرکت‌ها تا چند بار اجرا می‌گردد.

توضیح اگر قرار شد سوزنها با سیم به دستگاه الکترو آکوپنکچر وصل شود (یعنی تقویت گردد) دیگر لازم نیست آنرا بچرخانید و بالا و پائین ببرید مگر اولین بار که سوزن را می‌زنید و می‌خواهید qi را استخراج نمائید (استخراج qi با برق‌گرفتگی مختصر بیمار معلوم می‌گردد یعنی شما خواهید دانست که دقیقاً روی آکو پونیت سوزن را زده‌اید)

علت اینکه 2 نوع فرکانس انتخاب می‌کنید آن است که اگر یک فرکانس باشد بدن به زودی به آن عادت می‌نماید طوریکه هیچ حس نمی‌کند وقتی دو نوع فرکانس مثلاً 5 و 20 هرتز باشد اینطور نخواهد شد.

در این بیماران الکترو آکوپونیکچر کنتراندیکه است یعنی نباید به دستگاه وصل کرد:

1- کسانیکه Pace maker در سینه دارند دستگاه کوچکی است که ضربان قلب را می‌سازد.

2- در میگر ن ‌های کوبنده هرگز نباید سوزنها تحریک شوند نه به دستگاه الکترو آکوپنگر وصل شود و نه گردانده شود با دست بلکه در مورد این بیماری همواره باید نقاط آرام کننده مثل این نسخه اجرا گردد.

میگرن        GB41               BL62  TAIYAN Extera

نسخه‌ها را با هم نباید اجراکرد بلکه هر روز یکی را می‌توان اجرا کرد.

مریدیان gb و bl از آن جهت انتخاب شده‌اند که قسمت وسیعی از جمجمه با این دو مریدیان مخصوصاً gallbladder و bladder پوشانده شده و taiyan که یک extra point بوده و معمولاً سردردها یک ریشه از شقیقه و کنار خارجی ابرو دارند.

یک نسخه دیگر از میگرن‌های هر روز حمله کننده

Heart7         pricard6                 liver3                spleen6

همینطور که می‌بینید همه این نقاط آرام کننده می‌باشند. هیچ تحریکی به سوزن نباید داد چه دستی و چه الکتریکی.

چند سوزن در یک نسخه و جلسه طب سوزنی باید استفاده گردد:

بهترین و معتدل‌ترین راه از 6 تا 10 سوزن می‌باشد که در هر جلسه استفاده می‌شود و بعد دور ریخته می‌شود و در جلسه بعدی مجدداً سری سوزنهای جدید باز  می‌گردد. سوزنهای طب سوزنی آنقدر گران نیست که نگهداری گردد و یا استریل گردد. مخارج استریل کردن آنها با اتوکلاو و یا اشعه گرانتر از خود آنها تمام می‌شود. اگر اثری از تغیر در بیمار ندیدید تعداد سوزن را بیشتر کنید

 

 

اساس علمی طب سوزنی

در بیشتر تحقیقات انجام شده تاکید شدیدی روی خاصیت ضد دردی طب سوزنی شده است که دو نتیجه نهایی از آنها گرفته می شود. اولاً خاصیت ضد دردی طب سوزنی برای درمان دردهای مزمن خیلی موثر تر از دارو نما ها (Placebo) است. ثانیاً مکانیسم عصبی عملکرد طب سوزنی بسیار واضح و مشخص است. بر اثر سوزن زدن، رشته های عصبی کوچک میلین دار که در عضلات قرار گرفته اند فعال می شوند و تحریکات را به نخاع می فرستند و از این طریق سه مرکز عصبی (نخاع، مغز میانی، محور هیپوفیز هیپوتالاموس) فعال می شوند و اثرات ضد دردی خود را بروز می دهند. این تحریکات در نخاع از طریق آزاد نمودن انکفالین و داینورفین از انتقال تحریک درد جلوگیری می کنند. در مغز میانی از طریق آزاد سازی انکفالین سیستم رافه نزولی فعال می شود که توسط منوآمین ها (مانند سروتونین و نوراپی نفرین) از صعود پیام درد جلوگیری می کند و مرکز سوم یعنی محور هیپوفیز هیپوتالاموس با ترشح بتااندورفین در خون و مایع مغزی نخاعی در محل های دورتر ایجاد بی دردی می کند. پس هر سه نوع اندورفین ها (انکفالین، بتااندورفین، داینورفین) و دو نوع منوآمین (سروتونین، نوراپی نفرین) در ایجاد خاصیت ضد دردی طب سوزنی دخالت دارند. اگر تحریکات داده شده با فرکانس بالا و کم شدت باشند از مسیر غیر اندورفینی دردها را تسکین می دهند.

 

تکنیک سوزن زدن

سوزن زدن بر دو نوع است اگر می‌خواهید عضوی را تقویت نمائید وقتی سوزن بعمق محل رسید باید به سرعت سوزن را دور گردانید. ضمن دور گردانیدن چرخانیدن باید بالا و پائین هم ببرید. در این حال اگر درست توی هدف یعنی نقطه آکویونیت باشید برق بشدت بیمار را می‌گیرد. طوریکه می‌جهد و یا یک آخ بلند می‌گوید. جنس سوزن استینلس استیل است و دور دسته آن یک کویل از جنس مس می‌باشد و با گرداندن میدان مغناطیسی ایجاد می‌گردد. بشرط آنکه در آکوپونیت باشد اگر نباشد برق ندارد یادتان باشد در جوانان بعلت زیادی Qi و blood هر جا بزنی حتی نقاط Non acu point برق دارد.

ولی باز این دلیل آن نمی‌شود که شما در آکوپونیت نباشید.

تا اینجا کار مهمی انجام نشده بلکه دقیقاً روی نقطه آکوپونیت فرود آمده‌اید و Qi (تلفظ کنید چی) بلکه چی یا انرژی بیوالکتریک را استخراج کرده‌اید. توجه اگر سوزن به کسی زدید و برق مختصر او را نگرفت کار نادرست انجام گردیده. البته گاهی هم به جای برق گرفتگی مختصر درد بیمار را فرا می‌گیرد.

چرا نقاط مچ دست و مچ پا از اهمیت ویژه ای برخوردار است؟

نقاط مچ دست و مچ پا yuan source point است. و موثرترین نقاط در طول مریدیان می باشد متاسفانه در دیابت ما از نقاط مچ پا محروم هستیم یعنی نباید از ST40 به پایین را سوزن زد

به این ترتیب پیدا کردن نقاط طب سوزنی نیاز به گذراندن دوره آناتومی سطحی دارد. (تشریح سطح بدن) تشریح سطحی با تشریح اعضاء که همه پزشکان آنرا می‌دانند تفاوت دارد. در تشریح سطحی با استفاده از نشانه‌ها Land marks باید نقاط را محاسبه نمائید. مثلاً با دیدن ناف می‌توان Ren4 که 3 چون زیر ناف در خط وسط قرار دارد را با انگشتان (4 انگشت) محاسبه و جای دقیق آنرا پیدا کرد. چون واحد اندازه‌گیری بوده و 4 انگشت می‌شود 3 چون فاصله زائده Xiphoid process گزیفوئید تا ناف 8 چون است. فاصله دو نوک پستان در مرد نیز 8 چون است در خانمها بسبب ناپایداری نیپل ها نمیتواند لند مارک خوبی باشد. فاصله لبه استخوان سمفزپویبس تا ناف 5 چون است.       

اگر نقاطی که طب سوزنی می‌خواهید بکنید درست پیدا نکنید بیمار درد دارد و در عوض که باید برق داشته باشد و درمان طب سوزنی ما بی‌اثر یا Sham Acupuncture یعنی انجام آکوپنگچر روی نقاط non acu point (آکوپنگچر دروغین) در هر صورت اگر سوزن را به سرعت بچرخانید و پائین و بالا ببرید دارید آن نقطه را تقویت می‌نماید. 2 کار دیگر تقویت محسوب می‌گردد. یکی وصل کردن به دستگاه الکترو آکوپنگچر که 2 نوع فرکانس می‌فرستد و دیگر ماکسی بس شن Moxi bustion یعنی گرم کردن انتهای سوزن.

افراد تحصیل کرده شهری با weak stimulation سوزن نازک و تحریک کم درمان می‌شوند. افراد زحمت کش و کارگر با strong stimulation سوزن کلفت و تحریک زیاد درمان می‌شوند.

لازم به توضیح است آنجا که با سوزن زدن دقیق توی هدف نقطه طب سوزنی حالت برق ایجاد می‌گردد نه وضعی است که سوزن به عصب برخورد کرده.

این کار در طب غرب گاهی پیش می‌آید. مثلاً دندانپزشکان زمانیکه می‌خواهند با یک سر سوزن مقداری ماده بی‌حسی در کنار دندان تزریق کنند گاهی به قدری مهارت پیدا می‌کنند که نوک سوزن آنها به عصب دندان اصابت و یک حالت برق ایجاد می‌شود. توجه کنید در طب سوزنی اگر روی مریدیانها و روی نقاط آکوپونیت حرکت نمائید سوزن شما هرگز به عصب برخورد نمی‌کند. حالت برق‌گرفتگی آن هم مربوط به فرکانسی است که سوزن بر طبق آن درون انگشتان شما می‌چرخد. اگر نچرخانید هیچ فرکانسی تولید نمی‌شود و بالطبع هیچ برق‌گرفتگی هم بیمار حس نمی‌کند. بلکه شما دچار خطای تکنیکی شده‌اید.

اما در نوجوانان دختر یا پسر هر جا بزنید برق گرفتگی و علائم ان به شما می‌رسد که فکر می‌کنید دقیقاً روی آکوپونیت هستید اگر هم نباشید برق گرفتگی و علائم استخراج چی را درک می‌کنید. در بچه‌ها هم همین طور یعنی اگر تصور کنید که این مهارت شما بوده که اینطور Qi چی را استخراج کردید نه بلکه در این گروه ذکر شدن شدت چی و بلاد (Qi+blood) زیاد است و هر جا بزنید حتی نقاط غیر آکوپونیت علائم استخراج چی استنباط خواهید کرد. دیدید چه اثرات فریبنده‌ای در کار است. در نوجوانان و بچه‌ها باید با تجارب خود و مهارتهایی که کسب کردید دقیقاً روی آکوپونیت بزنید و اینجا چیزی راهنمائی در پیدا کردن نقاط آکوپونیت نخواهید یافت بجز نقشه های Surface Anatomy.

وقتی کسی به آناتومی سطحی توجهی نکند یقیناً به آنچه در زیر سوزن هم هست توجهی ندارد و یا به نقاط خطرناک را التفاطی نمی‌کند.

Dangerous Points نقاط خطرناک که در این بحث متأسفانه فرصت نیست . نقاطی هستند که زیر نقطه شریان یا ورید و یا عصب یا تاندول می‌باشد مثل Ki3 که در طی سوزن زدن به آن ممکن است شریان تیبیا لیس پوسترپور آسیب ببیند یا Stomach 12 وStomach 9 که ممکن است کاروئید یا عصب واگ آسیب ببیند همه این بحث ادامه پیدا کرد. برای ذکر اینکه طریق Tonify و طریقه Reduce توضیح داده شود.

گفتیم در تقویت یک نقطه چرخاندن و بالا و پائین بردن مادر آن عضو خیلی مؤثر است. گفتیم در تقویت خود عنصر همین رویه را انجام می‌دهیم.

ولی اگر عضو بیش از حد فعال است فرزند او را سوزن زده و تکنیک Reduce را برایش انجام می‌دهیم. در این مثال فرض بیمار دچار هیپر تیروئیدی یعنی Excess مطلق است. برای تاکیکاردی ناشی از هیپرتیرویدی  اول خودش را سوزن می‌زنیم HT7 و بعد فرزندش را یعنی Spleen 4 اما تکنیک سوزن زدن فرزندش بطریق Reduce است یعنی سوزن را می‌زنیم اول Qi چی را استخراج می‌کنیم بطریقی که گفته شد. چون مریدیان قلب کارهای روحی انسان را و مریدیان پریکارد کارهای فنی قلب را انجام میدهد پس بجای مریدیان قلب از پریکارد و بهترین نقطه Pc6 است بعد از ان میرویم طرف Local Points of thyroid  مثل Cv23 St12 -11 -9    Sj17    Cv22     

سپس سوزن را در حالیکه آهسته می چرخانیم از سوراخ بیرون آورده یک میل مانده به انتهادوباره آنرا تند داخل می کنیم و باز آنرا با چرخاندن آهسته آهسته خارج می نمائیم معمولا این تکنیک بطور فراوان رویLargeIntestinal11 درFUOوHighFeverانجام میگیرد

 

تاثیر طب سوزنی در آرتروز زانو

از بین رفتن غضروف مفصل در آرتروز یکی از علل اصلی ناتوانی و درد به ویژه در افراد سالخورده است. تاثیر تب سوزنی در آرتروز زانو این عارضه به ویژه در زانو که یکی از مفاصل اصلی تحمل کننده وزن بدن است، می تواند بسیار ناتوان کننده باشد. در مطالعه ای مشخص شده که طب سوزنی می تواند در افراد دچار آرتروز زانو از درد مفصل کاسته و کارکرد آن را بهتر سازد. این یافته ها بدان معنا نیستند که می توان طب سوزنی را جایگزین درمان های طبی که کارایی شان به اثبات رسیده، نمود. ولی می توان این طور نتیجه گیری کرد که درمان های عامیانه می توانند به عنوان درمان مکمل یا کمکی جهت درمان آرتروز زانو مورد استفاده قرار گیرند. پژوهشگران در مرکز «پزشکی تلفیقی» دانشگاه مریلند مطالعه ای را با شرکت ۵۷۰ تن انجام دادند، که بزرگترین و بهترین کارآزمایی طب سوزنی تا به امروز است. زنان و مردان پنجاه ساله یا مسن تر و مبتلا به آرتروز زانو با شرکت در یکی از سه گروه طب سوزنی واقعی، طب سوزنی «نمایشی» و آموزش پیرامون درد و تورم مفاصل- مورد پیگیری و بررسی قرار گرفتند. بیمارانی که در گروه درمانی طب سوزنی قرار داشتند مجموعاً طی ۲۰ هفته توسط متخصصین آموزش دیده و دارای مجوز و زیر نظر کارشناس ویژه گروه پژوهشگران در ۲۳ جلسه تحت درمان قرار گرفتند. در بیمارانی که تحت درمان طب سوزنی واقعی قرار داشتند سوزن ها (که عموماً دردناک نیستند) درمواضع و نقاط توصیه شده در طب سنتی چین جهت درمان درد زانو قرار داده شدند. در درمان ساختگی از سوزن های ساختگی که پوست را سوراخ نمی کردند ولی احساسی چون یک نیش سوزن واقعی به فرد دست می داد، استفاده شده بود. در هر دو گروه از پرده ای استفاده شده بود تا مانع مشاهده پاها توسط فرد شود. شرکت کنندگان در گروه آموزش تورم مفاصل در گروه های بحث و مناظره شرکت جستند و آموزش هایی را براساس روش های خودیاری اثبات شده برای تورم مفاصل دریافت نمودند. افراد در هر سه گروه به استفاده از درمان هایی که توسط پزشکانشان توصیه شده بود مثل مصرف مسکن ها یا دارو های ضدالتهابی ادامه دادند. پس از شش ماه بیمارانی که تحت درمان با طب سوزنی واقعی قرار گرفتند در مقایسه با دیگران احساس درد کمتر و کارکرد بهتری داشتند. در مجموع میزان بهبود نسبت به ابتدای کارآزمایی حدود ۴۰ درصد بود. در مقایسه با ۳۰ درصد بهبود برای گروه تحت درمان ساختگی و ۲۰ درصد در کسانی که تحت آموزش و خودیاری بودند، هیچ گونه عارضه جانبی مشاهده نشد. نتایج مطالعه در شماره ۲۱ دسامبر ۲۰۰۴ «سالنامه طب داخلی» منتشر شد. اینکه طب سوزنی چگونه عمل می کند کاملاً معلوم نیست. در مطالعه مریلند برطرف شدن درد در بیماران تنها پس از سه ماه یعنی حدود ۲۰ جلسه درمان آشکار گردید. لذا این طور به نظر می رسد که احتمالاً طب سوزنی به زمان زیادی برای آنکه موثر واقع شود نیاز دارد و از این رو لازم است که جلسات درمانی متوالی و متعددی برای بیمار در نظر گرفته شود. تاکنون تحقیقات پیرامون کاربرد طب سوزنی در درمان آرتروز نتایج ضد و نقیضی داشته که احتمالاً دلیل آن اندک بودن تعداد افراد شرکت کننده در کارآزمایی، تفاوت در طراحی آنها و تکنیک های متفاوتی است که به کار گرفته شده اند. پژوهش انجام شده طب سوزنی بر درمان ساختگی (پلاسبو) برتری دارد و احتمالاً مفید است، هر چند که به کندی اثر می کند.این کار اگر توسط فرد متبحری صورت گیرد، دارای عوارض و آثار نامطلوب اندکی است و به ویژه برای کسانی مطلوب است که قادر یا مایل به عمل جراحی نیستند و یا مایلند از روش هایی به غیر از استفاده از دارو هایی که عوارض نامطلوبی برایشان دارد استفاده کنند.

 

براى هر بیمار چند سوزن استفاده مى شود؟

- حدود ۸ تا ۱۰ سوزن. دردى که هر سوزن دارد مثل گزش قسمتى از بدن به وسیله حشره اى مثل پشه است. این سوزن ها فوق العاده باریک هستند و این درد به تحریک آن نقطه از بدن مى انجامد. در این نوع طب بیهوشى نیاز نیست. بیمارانى که از سوزن مى ترسیدند خواستار بى حس کردن نقطه اى که قرار بود سوزن زده شود مى شدند. ولى آنها نمى دانند که تأثیر سوزن به خاطر تحریک آن قسمت از بدن ناشى از درد آن است. سوزن ها ۲۰ دقیقه تا نیم ساعت در بدن مى مانند.

آیا در مورد درمان بیمارى نوزادان هم از این طب مى توان کمک گرفت؟

- نه، چون لازمه تأثیر سوزن ها، آرامش و حرکت کم بیمار است ولى در کودکان و نوزادان چون آنها به طور دائم حرکت مى کنند نمى توان این طب را براى آنها به کار برد. آنها زیر سوزن نمى مانند و مدام گریه مى کنند.

در چه نقطه اى از بدن امکان استفاده از این نوع طب وجود ندارد؟

- در ناف، چون خیلى حساس است. البته در مورد زن ها هم باید حتماً قبل از شروع درمان در قسمت هایى مثل شکم اطمینان حاصل شود که او باردار نباشد.

محورهاى طلایى بدن کدام هستند؟

 

- بدن انسان در ۱۴ محور تقسیم شده که ۳۶۰ نقطه طلایى در آن قسمت ها واقع شده اند. این محورها به صورت متناسب در قسمت هاى مختلف بدن تقسیم شده اند. هر محورى هم نمایانگر یک عضو بدن است. مثل محور طحال، محور کیسه صفرا، محور معده و …. مشکلات مردم تلفیقى از این محورها است.

طب سوزنی در ستون فقرات و دیسک کمر

. ستون فقرات انسان شامل 7 مهره گردنی ،12 مهره سینه ای ، 5 مهره کمری ، یک استخوان خاجی و یک استخوان دنبالچه می باشد . بین مهره ها نیز موادی غضروفی و ژلاتینی قرار داشته که باعث حرکت آسان مهره ها روی هم می شود.
 حال اگر به علت فشارهای زیاد و یا حرکاتی که در جهت های بد و نامناسب به ستون فقرات وارد شود ،ماده ژلاتینی وسط غضروف بین مهره ای از محل خود بیرون زده و به ریشه های عصبی که از سوراخ های بین مهره ای خارج می شوند فشار وارد می کند وباعث درد در ناحیه مهره و در مسیر عصب می شود. بدین ترتیب فرد دچار بیماری می گردد که اصطلاحا "دیسک کم"ر و یا نور"آلژی سیاتیک" نامیده می شود.
 اگر از این بیماران عکسی ساده از ستون فقرات گرفته شود، کاهش فضای مفصلی بین دو مهره کمری مشاهده می گردد . در MRI بعمل آمده از کمر این بیماران نیز، بیرون زدگی (پروتروژن) دیسک یا دیسک های بین مهره ای همراه با تنگ شدن کانال نخاعی دیده می شود.
 امروزه در اروپا و امریکا روش های درمانی متفاوتی برای این بیماران انجام می گردد که در 95 درصد موارد شامل استراحت مطلق (که طبق تحقیقات اخیر فقط 3 روز کافی می باشد) و استفاده از مسکن ها ، آب درمانی ، ماساژ درمانی ، طب سوزنی،VAX-D (روش برداشتن فشار از ستون فقرات ) و کایروپراکتیک می باشد و در این میان طب سوزنی بعنوان سر سلسله طب مکمل و جایگزین، در درصد بالایی از بیماران ، کاملا درمانگر می باشدو تنها در 5 درصد بیماران کار به عمل جراحی می رسد که در آن ها نیز از تکنیک های عمل متفاوتی ، از برداشتن دیسک بیرون زده تا قرار دادن دیسک های مصنوعی بین مهره ها و یا جوش دادن مهره ها به یکدیگر و ثابت کردن ستون فقرات استفاده می شود.
 در سال 1989 سازمان بهداشت جهانی طب سوزنی را به عنوان یکی از موثر ترین راه های درمان بیماری دیسک کمر معرفی نمود، چرا که عمل جراحی دیسک کمر بسیار پرعارضه بوده و در بسیاری از موارد بیمار علیرغم عمل جراحی بهبود کافی پیدا نمی کند اما طب سوزنی با دو مکانیسم باعث بهبود دیسک کمر ( و دیسک سایر نقاط ستون فقرات )می شود.
 1- افزایش سلول ها ی دفاعی بدن و مایع بین بافتی اطراف دیسک مبتلا در نتیجه جبران کاهش آب دیسک و افزایش فعالیت بدن برای ترمیم دیسک بین مهره ای بیمار 
  2- از بین بردن درد بیمار توسط بلوکه کردن رشته عصبی پس سیناپی
 "طب سوزنی" مزایای فراوانی برای بیمارانی دارد که از درد کمررنج می برند. این روش درمانی موثر و بی عارضه (البته اگر کاملا به روش صحیح و علمی خود انجام پذیرد ) در هر جلسه درمان روی تمامی مهره های کمری و نیز مهره خاجی و هچنین روی مفاصل خاجی ، لگنی کمر نیز تاثیر گذاشته و باعث بهبود و کاهش درد و التهاب در این مفاصل می گردد.
 البته در طول درمان این بیماران پزشک حتما از درمان های جانبی دیگری مثل "گرما درمانی"، انجام حرکات ورزشی خاص چینی (Medical qi gong) و "ماساژ درمانی" نیز استفاده می نماید که مجموع این درمانها باعث می شود تا بیمار از درد و محدودیت حرکتی رهایی یابد.
 متاسفانه عمل دیسک کمر در ذات خود یک عمل پر عارضه محسوب می گردد و کلا هر چه محل عمل وسیعتر باشد ، عوارض جانبی آن بصورت تنگی کانال نخاعی و فشار ثانویه روی ریشه اعصاب نخاعی بیشتر بوده و بیمار پس از عمل ،مشکلات بیشتری خواهد داشت.
 نکته قابل توجه این است که در بیمارانی که به علت کمر درد (low back pain) مراجعه می کنند بسیار بندرت اتفاق می افتد که بیماری فقط بعلت بیرون زدگی یک یا دو دیسک باشد و در اکثر آدرگرافی های بعمل آمده و یا MRI های انجام شده، به مشکلات سایر مهره ها ی کمری و خاجی مثل آرتروز مفاصل بالاتر و یا کاهش قوس طبیعی کمری و یا انحرافات ستون فقرات برخورد می کنیم و این موضوعات خود موجب می شود افرادی که به علت کمر درد و دیسک، تحت عمل جراحی قرار می گیرند، پس از عمل از درد و محدودیت حرکتی رهایی نمی یابند که طبق اعلام ژورنالهای معتبر بین المللی این آمار 85 درصد بیماران تحت عمل جراحی را شامل می شود.
  البته مقصود از بیان این مطالب به هیچ وجه نفی عمل جراحی در درمان دیسک کمر نمی باشد و چه بسا بیمارانی که بعلت اندیکاسیونهای خاص مثل اختلال در کنترل دفع ادرار و یا مدفوع باید تحت عمل جراحی اورژانس نیز قرار بگیرند.
ذکر این نکته ضروری است که بر اساس اصول طب سوزنی، بیماری وقتی ایجاد می گردد که بدن از حالت تعادل خود خارج گردد و بعبارت دیگر در مورد ایجاد دیسک کمر وقتی حادث می شود که فرد بعلت حرکات و یا موقعیتهای نامناسب از تعادل خارج گردد. حال چنین بیماری اگر تحت هر نوع درمانی قرارگرفته و بهبود یابد ، باید حرکاتی را که موجب بیماری وی شده اند ،اصلاح نماید و اگر این کار را انجام ندهد متاسفانه مجددأ دچار این بیماری خواهد شد.
 لازم به ذکر است که طب سوزنی در درمان بیماران دیسک کمر هیچگونه عارضه جانبی نداشته.

مورد یک
: بیمار آقای مجید-س 63 ساله ، شغل مکانیک   از شش ماه قبل از مراجعه به مطب ،بعلت ابتلا به دیسک کمر در رختخواب بستری شد . هنگام مراجعه به علت عدم توانایی در راه رفتن و درد، فرزندان وی به او کمک می کنند. وی درد شدیدی در ناحیه کمر ، باسن و پای چپ داشتند .
 طبق اصول علمی طب سوزنی، درمان برای وی آغاز گردید. طی 8 جلسه اول درد کمر و باسن وی کاهش یافت و طی بیست جلسه بهبودی بیمار به حدی بود که به تنهایی و با ماشین شخصی خویش جهت ادامه درمان مراجعه می نمود. در طی سی جلسه درمان وی پایان یافت و اکنون حدود یک و نیم سال است که بیمار کاملا سالم به زندگی خود ادامه می دهد و طی معاینات تکمیلی بعدی هیچ مشکلی از ناحیه دیسک کمر ندارد.

مورد 2
: بیمار خانم حبیبه-پ 48 ساله مبتلا به دیسک کمر از 8 ماه قبل از مراجعه دچار دیسک کمر گشته وبه علت درد شدید کمر و پای چپ 3 ماه استراحت کامل داشتند. هنگام مراجعه ایستادن ، نشستن و راه رفتن برای بیمار همراه با درد شدید و تقریبا غیر ممکن بود .
 این بیمار پس از 10 جلسه درمان ، درد وی کاهش یافت و طی بیست جلسه، درمان وی پایان یافت و بیمار بهبودی کامل پیدا کرد و اکنون 2 سال پس از پایان دوره درمان به زندگی عادی خود ادامه می دهد.

مورد 3
: بیمار خانم ح 33 ساله بعلت پردلاپس 3 دیسک کمر و آرتروز مهره های بالای کمر با درد شدید کمر و پا مراجعه نمود . بیمار در حالت استراحت مطلق مراجعه نمود .
 اکنون بیمار پس از 20 جلسه درمان  توسط روش درمانی طب سوزنی به وضعیت مناسبی از درمان رسیده و بهبودی زیادی حاصل کرده است .

 

 

 

نقاط سوزنى را معمولاً با سوزن‏هاى خاص تحریک مى‏کنند بیشتر درمانگران با تجربه چینى مى‏گویند که بهترین نتایج درمانى را تحریک سوزنى تولید مى‏کند. متون کهن چینى حدود پنجاه راه گوناگون فرو کردن سوزن را شرح مى‏دهند، ولى آن گاه که سوزن در نقطه صحیح فرو شده تنها شش اصل هستند که در مؤثر بودن تحریک سوزنى نقش دارند:

1- تیزى نوک سوزن

2- زاویه نفوذ سوزن

3- عمقى که سوزن فرومى‏رود

4- مقدار حرکت (لرزش) سوزن در نقطه

5- طول زمانى که سوزن در نقطه مى‏ماند

6- تعداد جلسات درمان

آن گاه که درمانگر مکان نقطه را دقیقاً مشخص کرده است، او سوزن را در آن فرو مى‏کند و از چند ثانیه تا چند دقیقه در آن باقى مى‏گذارد

 

 

طب سوزنی درمانی کمکی برای بیماران آسم وآلرژی

جامعه امروز جهان در مسیر پیشرفت روز افزون صنعتی قرار دارد که در این میان بر تعداد و مقدار مواد شیمیایی حاصله از پیشرفت صنعت، روز به روز اضافه می شود.

در این میان طبیعت و انسان ها بصورت قربانی هایی هستند که مواد شیمیایی بصورت روز افزون باعث به خطر افتادن آنها می گردد که گاهی بصورت اثراتی بر روی دستگاه تنفسی و تنگی نفس خود را نشان دهد. البته بیماری آسم (تنگی نفس)یک بیماری چند علتی (مولتی فاکتوریال )است. بدین معنی که عوامل دیگری نیز مثل نژاد، ژنیتیک ، شغل ،رژیم غذایی و فعالیت بدنی و... نیز در ایجاد آن دخیل هستند.

در هر حال آسم و بیماریهای آلرژیک در اثر واکنش بدن نسبت به مواد آلرژن(حساسیت زا) ایجاد گشته و طیف وسیعی از علایم را ایجاد می نمایند. در بعضی از بیماران فقط به صورت خارش پوست و مخاطات بدن مثل مخاط چشمها بوده در بعضی دیگر به صورت عطسه های مکرر، آبریزش بینی ، سرفه های مکرر و در دسته دیگر با علایم تنگی نفس در هنگام فعالیت و یا در حین استراحت بروز می کند که تمام این علایم در برخورد با مواد شیمیایی دود ،گرده گیاهان و...بروز کرده ویا افزایش می یابد.

با توجه به توضیحات فوق،درمان رایج در طب غربی بر دو پایه استوار است.

اول: پرهیز از تماس با مواد آلرژن

دوم : درمان دارویی

داروهای تجویز شده برای چنین بیمارانی شامل داروهای آنتی هیستامین وکورتیکواستروئیدها (کورتونها ) می باشند که تجویز آنها در طولانی مدت پر عارضه می باشد.

اما روش دیگری نیز برای درمان و نیز کمک به درمان چنین بیمارانی وجود دارد ، "طب سوزنی"

طب سوزنی اگر به روش کاملا علمی خود انجام گردد قادر است در بیماران آسم و آلرژیهای خفیف و متوسط کاملا درمان کننده باشد و در مورد بیماران بسیار شدید، درصد بالایی از علایم بیماران را کاهش داده و مصرف داروها را نیز در آنها بسیار کاهش دهد.

درمان این بیماران با طب سوزنی یکی از موارد تائید شده توسط سازمان بهداشت جهانی (دبلیو اچ او )می باشد.

طبق نظر سازمان بهداشت جهانی (دبلیو اچ او) اینگونه بیماران حتما از انجام یک دوره درمانی طب سوزنی سود خواهند برد .البته لازم به ذکر است که انجام طب سوزنی به هیچ وجه به معنی این نیست که بیمار بطور سر خود و ناگهانی تمام داروهای خود را قطع نماید ، بلکه همزمان با مصرف داروهای قبلی طب سوزنی را آغاز نماید که اگر دقیق و علمی انجام شود آنوقت پزشک معالج با توجه به پاسخ و بهبود وضعیت بیمار داروهایش را کم نموده و در صورت امکان کاملا قطع می نماید

.

از میان انواع طب جایگزین ، طب سوزنی کار آمدترین روش درمانی در درمان آسم و سایر بیماریهای آلرژیک می باشد . به این ترتیب که با گذاشتن سوزنهای ظریف مخصوص طب سوزنی ، در نقاط مربوطه وانجام مانورهای لازم روی آنها ، تعادلی بین سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک در بدن ایجاد شده و با ترشح هورمونهای داخلی ، افزایش سطح کورتیکو استروئیدهای آندوزن و نیز انحراف سیستم ایمنی بدن ،اثرات درمانی خود را آشکار می سازد . در اشکال حاد ، موفقیت طولانی مدت حاصل می شود . حتی بعد از یک دوره ابتلای متجاوز از چند دهه ،همراه با اثرات مزمن بر روی ریه ، اسپاسم برونشی کاهش می یابد.

از نظر طب سنتی چینی (تی سی ام)آسم به تیپهای فزونی و کمبود تقسیم بندی می شود (اشکال اس اچ آی وایکس یو )

آسم از نوع فزونی ، از طریق عوامل خارجی مانند با د ، سرما یا گرما (که در این حالت به وسیله توقف و تجمع خلط مشخص می گردد) ایجاد می شود .

 

 

طب سوزنی درمانی سرشار از آرامش برای بیماریهای اعصاب

اتیو لوژی (علت شناسی ) بسیاری از بیماریهای اعصاب و روان، ناشناخته است ،اما آنچه مسلم است ،علل محیطی و استرسهایی که به فرد وارد می شود ، باعث می گردد تا تعادل سیستم عصبی به هم خورده و فرد دچار اختلال در زندگی فردی و اجتماعی گردد.

بعضی از دانشمندان علوم مغز و اعصاب ،تاثیر ژینتیک را در ایجاد همه بیماریهای مغزو اعصاب قائلند وبعضی دیگر آنرا فقط برای تعدادی از بیماریها موثرمی دانند . در هر حال ،این استرسها و عوامل بیرونی باعث می شوند که از طرفی مواد مترشحه از قسمتهای مختلف مغز ،دچار اختلال شده و از طرف دیگر میزان حساسیت یا تاثیر پذیری گیرنده های مواد مترشحه از سلول های مغزی نیز تغییر یابد. در نتیجه این تغییرات ،کم کم شخص بیمار در روابط فردی و اجتماعی دچار مشکلات متفاوتی می گردد. این مشکلات می توانند به انواع اضطراب و هیجان ،اختلال در خواب و بیداری، اختلالات خلقی مثل افسردگی و در نقطه مقابل جنون و تحریک پذیری ،اختلالات شخصیتی و... تقسیم بندی گردند.

در بیماران مبتلا به اختلالات عصبی ،مشکلات محیطی و درونی بدن ،بخصوص در مسیر های قلب (روح)، طحال و معده می گردد که متخصص طب سوزنی ، با قرار دادن سوزنهای ظریف در نقاط خاصی از این مریدینها ،باعث از بین رفتن این اختلال گشته و تعادل قبل از بیماری را به بیمار بر می گرداند .البته تئوریهای در مانی برای این بیماران در طب سوزنی چین،بسیار گسترده می باشد که خود بدلیل گستردگی زیاد بیماریهای روحی و انواع استرسها می باشد . سازمان بهداشت جهانی (دبلیو اچ او )و انستیتوی سلامت بین المللی (ان آی اچ)با کمک سایر سازمانهای پزوهشی ، تحقیقات وسیعی را در زمینه تشخیص مکانیسم بیو مولکولی نحوه اثر طب سوزنی در درمان این بیماران از سالها قبل آغاز کرده اند که این تحقیقات امروزه در اکثر نقاط دنیا ادامه دارد . در نتیجه این تحقیقات گسترده ،آنها در یافتند که در بیماران استرسی ،طب سوزنی باعث تحریک اندروفینها گشته و بدین ترتیب باعث مهار سیستم گابا در مغز و در نتیجه کاهش استرسها و لرزش بدن و تپش قلب و نیز باعث بهبود اختلالات خواب می گردد.

در بیماران افسرده و اختلالات جنون-افسردگی نیز انجام طب سوزنی با روش درست و آکادمیک آن ،باعث ایجاد تنظیم در میزان هورمونهای سروتونین ،آدرنالین واندروفین می گردد که اهمیت تنظیم هورمونهای آندوژن در درمان بیماران، بر اساتید روانپزشکی ،کاملا مشهود است

منابع :

طب چینی : سوزن درمانی www.parsiteb.com

 

آیا سوزن‌های مورد استفاده به بدن فرد صدمه می‌زند؟

سوزن‌های مورد استفاده در طب سوزنی بسیار نازک می‌باشند که اصطلاحاً "کرمی شکل filli form" نامیده شده و معمولاً قطری بین ۳/۰ ـ۲۵/۰ میلی‌متر دارند. در هنگام فرو کردن هیچ‌گونه برش یا زخمی در پوست ایجاد نمی‌شود و اصلاً قابل مقایسه با سوزن‌های مورد استفاده در تزریقات نمی‌باشند. عمق فرو رفتن سوزن‌ها هم بسیار کمتر از حالات تزریق است. و بسته به نوع بیماری و نقطه مورد نظر، متفاوت است. فرو کردن سوزن‌ها در بافت درد بسیار ضعیفی به نام احساسchi  دارد که به صورت یک بی‌حسی یا گزگز یا شوک ضعیف الکتریکی می‌باشد. چنانچه فرو بردن سوزن توام با درد شدید باشد احتمالاً ناشی از اشتباه در عمل می‌باشد.

آیا درمان با طب سوزنی خطری دارد؟

درمان با طب سوزنی چنانچه توسط پزشک ماهر و آموزش دیده انجام گیرد کاملاً بی‌خطر است و شاید بهتر از دریافت داروهای مختلف و واکنش‌های متعاقب مصرف آن‌ها باشد. طبق گزارشی از منابع اینترنتی، در چند دهه اخیر و در میان میلیون‌ها مورد درمان با طب سوزنی، فقط ۱۲۵ مورد مشکل جزیی مشاهده شده است. البته استفاده از طب سوزنی توام با الکتریسیته در افرادی که دستگاه ضربان‌ساز قلبی peac- maker  دارند ممنوع و نیز در بیماری‌های خون‌ریزی‌دهنده نظیر هموفیلی با احتیاط همراه شود.

از عوارض دیگر طب سوزنی موارد زیر را می توان نام برد خونریزی یا کبودیهای کوچک(در مورد درصد کمی از بیماران ممکن است ظاهر شود)

- امکان انتقال ایدز و هپاتیت ب در صورت استفاده از سوزنهای غیر استریل و غیر یک بار مصرف

- ضعف و بی حالی و غش کردن بیمار در صورت تحریک نقاط ممنوعه

- درمان نشدن و حتی ایجاد مشکلات جدید در صورت تحریک نادرست نقاط که همه این عوارض در صورتی که درمان توسط متخصص طب سوزنی انجام شود به صفر می رسد.

-

لازم به ذکر است که تا کنون هیچ گزارشی مبنی بر انتقال بیماری ایدز توسط طب سوزنی وجود ندارد.

 

 

طب سوزنى در ایران

 

- طب سوزنى ۲۰ سال است که در ایران رایج شده و در قدیم به صورت موردى پزشکان اقدام به این نوع طبابت مى کردند. هم اکنون پزشکان زیادى هستند که با گرفتن مجوز از سازمان بهداشت و درمان پروانه فعالیت گرفته اند.

دوره درمان در این طب چه مدت است؟

- اغلب بیماران ما وقتى از درمان به وسیله طب پزشکى ناامید مى شوند به ما مراجعه مى کنند ولى چقدر خوب بود که قبل از هر مراجعه به بیمارستان و مصرف کردن دارو به ما مراجعه کنند. بیشتر افرادى که دچار بیمارى هاى مزمن مى شوند به ما مراجعه مى کنند یا کسانى که از عمل جراحى بنا به شرایط جسمانى و روحى و روانى شان ترس دارند، به استفاده از طب سوزنى رغبت نشان مى دهند. ولى باز هم مى گویم طب سوزنى درمان قطعى بیمارى نیست، تسکین دهنده درد است.

هزینه این نوع درمان به چه صورت است؟

- تمامى لوازم مصرفى این نوع طب از خارج تهیه مى شود. اغلب پزشکانى که با این نوع طب به درمان بیماران خود مى پردازند، خود شخصاً به چین یا کشورهاى تولید کننده ابزارآلات طب سوزنى مى روند و لوازم مورد نیاز را وارد مى کنند. اغلب لوازم یک بار مصرف هستند. پس مى بینید که باید نسبت به ویزیت پزشکان دیگر کمى بالاتر باشد. این طب به صورت یک یا دو جلسه در ماه نیست. ما براى بیمار نسخه تجویز نمى کنیم. در این طب شاید ۱۰ جلسه متوالى باید بیمار مراجعه و تحت درمان قرار گیرد.

گفته مى شد که بیمارى هاى لاعلاج را مى توان با این نوع طب درمان کرد؟

- نه این کذب محض است. این کار امکان ندارد. این طب هم مانند علم پزشکى است.

آیا اتفاق افتاده که براى درمان یکى از بستگان خود از این نوع درمان استفاده کنید؟

- نه. استادانى که به ما آموزش مى دادند بر این باور بودند که نباید روى بستگان درجه یک کار کنیم. چون جواب نمى دهد. لازمه موفقیت در این کار حس گرفتن هنگام سوزن زدن است. ممکن است در هنگام کار روى بستگان نزدیک شرایط روحى لازم براى این کار فراهم نشود.

تصور بر این است که طب سوزنى نوعى تلقین است؟

- نه اصلاً اینگونه تصورات نمى تواند صحیح باشد. چون این طب حتى در دامپزشکى هم مورد استفاده قرار مى گیرد. در اروپا حیوانات زیادى را با این نوع طب مورد درمان و مداوا قرار مى دهند و حتماً مى دانید که حیوانات تلقین پذیر نیستند.

آیا مى توان براساس این طب از راه دور به درمان بیمارى اقدام کرد؟

- نه، باید با مریض صحبت کنیم. دیدن زبان، گرفتن نبض، ابزارآلات لازم براى درمان و تشخیص نوع بیمارى است. تا علائم بیمارى مشخص نشود امکان درمان وجود ندارد.

وقتى نوع بیمارى تشخیص داده شد، براساس محورهایى که در بدن انسان وجود دارد مناطقى را انتخاب مى کنیم و از طریق طب سوزنى سعى مى کنیم موازنه انرژى را در بدن بیمار برقرار کنیم. اخیراً در درمان بسیارى از بیمارى ها مى گویند این تحریک با لیزر انجام می گیرد چون درد کمترى هم دارد ولى تجربه ثابت کرده اثرات لیزر درمانى تقریباً نصف طب سوزنى است


برچسب ها :
| لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | امتیاز :
rss نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 خرداد 1390 و در ساعت : 05:43 بعد از ظهر - نویسنده : سيدشهرام شمس
فیزیولوژی دردحس درد:

درد را نمی توان تعریف کرد بلکه باید آن را احساس کرد. هر کسی بنابر تجارب شخصی خویش با درد آشنا است.

درد به همان اندازه که فیزیولوژیکی هست جنبه ی روانی نیز دارد. درد مکانیسمی دفاعی و هشدار دهنده است که معمولاً به دنبال ضایعه و آسیب بافتی احساس می گردد و موجب می شود که شخص واکنش نشان داده محرک درد آور را حذف کند.

احساس ها به دو گونه تعبیر می شوند: یکی خوشایند که اصطلاحاً لذت گفته می شود و دیگری ملال آور که درد است. بین این دو حد احساس، یعنی لذت و درد حالات متعدد فراوان وجود دارد.

تمامی درد ها مشابه نیستند. برای انواع نوع درد اسامی دردتیز، گزشی، سوزنی، سوراخ کننده، از پا درآورنده، وحشتناک همچنین سوزشی، مبهم، تهوع آور به کار برده می شود.

معمولاً دو نوع درد وجود دارد:

درد روانی و درد جسمی که فقط درد جسمی را می توان در قلمرو آزمایش درآورد. مع هذا باید یادآور شد که تعیین مرز بین این دو درد بسیار دشوار است.

در واقع جسم بر روان و متقابلاً روان بر جسم اثر دارد.

این تلاقی دوگانه بطور قابل ملاحظه ای از یک نوع به نوعی دیگر با نژاد و از شخصی به شخص دیگر فرق می کند.

هر چه نیروی فکری موجود گسترش یافته تر باشد احساس درد عمیق تر خواهد بود. به همین دلیل است که در مقابل محرک یکسان، احساس درد در یک سگ با خرگوش فرق     می کند و در عقب افتاده های ذهنی و آبله ها به حد اقل می رسد. این امر موید آن است که شدت و دقت درد به وسعت و فعالیت قشر خاکستری مغز بستگی دارد.

درد های جسمانی و روانی تظاهرات خارجی مشابه دارند و بر اعمال حرکتی، گردش خون، تنفس و ترشحی تأثیری شبیه به هم دارند. دردی که همراه با هیجان است با تظاهراتی مانند حرکات غیر ارادی، فریاد، جاری شدن اشک( گریه کردن) که زبان مادر زادی و جسمانی درد است همراه است.

و به همان صورت که در انسان دیده می شود در جانواران نیز مشهود است.

این تظاهرات خارجی که برخی از آنها را می توان ثبت کرد( مانند تغییرات ریت قلبی و تنفسی، افزایش یا کاهش فشار خون، حرکات روده و مثانه، گشاد شدن مردمک چشم) برای شناخت درد در موجود، پی بردن به شدت آن و تعیین محل گیرنده ها، اعصاب و راه های حسی و مراکز درد مورد استفاده قرار می گیرند.

درد در همه ی قسمت های بدن احساس می شود ولی چون میدان پوستی وسعت بیشتری دارد و نسبت به اندام های درونی بیشتر در معرض آسیب است به همین جهت برای شناخت مکانیسم های درد، بدون اینکه درد های ماهیچه ای، رباطی، استخوانی، مفصلی، احشایی و مننژی نادیده گرفته شوند مطالعات فیزیولوژیکی درد ترجیحاً روی پوست انجام می گیرد.

تا اواخر قرن نوزدهم تصور بر ایتن بود که هر عاملی که کار بافت ها و دستگاه ها را مختل سازد موجب درد می شود و برای این حس دستگاه مخصوصی معرفی نمی شد. در سال 1386 گلدشایدر( Gold sheider) و در 1896 وُن فری( Von Frey) در پوست انسان نقاطی را یافتند که آنها را نقاط درد نامیدند زیرا تحریک این نقاط منحصراً احساس درد به وجود می آورد در حالی که تحریک نقاط مجاور آنها احساس تماس، فشار، گرما و سرما ایجاد می کند.

نقاط درد در واقع محل گیرنده های درد است که تعداد آنها از گیرنده های فشار بیشتر است. در قسمت های مختلف سطح بدن به طور متوسط در هر سانتی متر مربع 200 گیرنده درد و حدود 20 گیرنده فشار یافت می شود.

آزمایش های ساده زیر وجود گیرنده های درد را جدا از گیرنده های تماس و حرارت تأیید می کند.

1- بعد از این که نخی را دور انگشت پا محکم گره بزنیم ابتدا احساس لمس سپس حساسیت حرارتی از میان می رود در این حال درد شدید در قسمتی که خون به آن نرسیده ایجاد می گردد.

2- تزریق مقدار مناسب نووکائین در زیر پوست حساسیت گیرنده های درد را در موضع تزریق از میان می برد ولی حس لمس باقی می ماند.

3- اگر بوسیله ی تیغ، قشر های سطحی پوست را برداریم این عمل موجب احساس درد نمی شود مگر آنکه برداشت پوست به حدی برسد که خون جاری گردد. در این حال احساس لمس جای خود را به احساس درد می دهد.

بنابراین نتیجه گیری می شود که گیرنده های لمس در اپیدرم یافت می شوند در حالی که گیرنده های درد در قسمت عمقی پوست قرار دارند.

معهذا این امکان هست که گیرنده های حس درد در اپیدرم هم باشند ولی نه به آن تعدادی که دردرم هستند.

4- برررسی های بافتی موید آن است که گیرنده های درد همان پایانه های آزاد عصبی است و سطوح نادری که فاقد حس درد می باشد فاقد این پایانه ها نیز هستند.

درد سریع و درد آهسته:

درد ها معمولاً در دو گروه قرار داده می شوند. درد های سریع و درد های آهسته.

درد سریع در زمانی بسیار کوتاه و حدود یک دهم ثانیه پس از تأخیر محرک درد زا احساس می شود ولی درد آهسته در زمانی طولانی تر و معمولاً یک ثانیه یا بیشتر پس از وارد آمدن محرک درد زا احساس می گردد. این درد در ثانیه ها و حتی دقایق بعدی به آهستگی افزایش می یابد.

درد سریع هنگامی احساس می گردد که سوزنی به درون پوست فرو رود یا شیء نوک تیزی مانند چاقو پوست را ببرد. این درد با اسامی درد تیز، سوزنی، گزشی و حاد معرفی می شود و در قسمت های سطحی بدن احساس می گردد و معمولاً در بیشتر بافت های عمقی احساس نمی شود.

درد آهسته در اثر آسیب پوست و بافت های درونی احساس می شود و بسیار زجر آور و غیر قابل تحمل است این درد با اسامی درد سوزشی، مبهم، مزمن و تهوع آور معرفی می شود.

درد سریع از طریق تارهای عصبی –A ذلتا و درد آهسته از طریق تارهای عصبی نوع C به دستگاه عصبی مرکزی  هدایت می شوند و مسیر هدایت این دو نوع درد متفاوت و جدا از یکدیگر است.                                                                                                                                                                      

گیرنده های درد و محرک های آنها:

گیرنده های درد، پایانه های عصبی آزاد هستند که در لایه های سطحی پوست و در برخی از بافت های درونی از قبیل پوشش استخوان( پریوست یا ضریع) جدار سرخرگ ها، سطوح مفصلی و مننژ یافت می شوند. قسمتعمده ی سایر بافت های درونی دارای تعداد کمی گیرنده دردی هستند.

محرک های گوناگون می توانند بر گیرنده های درد اثر کرده آنها را تحریک کنند. گیرنده های درد سریع در برابر کشش مکانیکی بیش از حد و یا در برابر گرما و سرمای فوق العاده شدید تحریک می شوند به ایتن گیرنده ها، گیرنده های درد مکانیکی و حرارتی گفته می شود.

گیرنده های درد آهسته با مواد شیمیایی خاصی در بافت ها تحریک می شوند به این گیرنده ها گیرنده های درد شیمیایی گفته می شود.

مواد شیمیایی که گیرنده های درد شیمیایی را تحریک می کنند شامل:

هیستامین، برادی کی نین، متابولیت های اسیدی مختلف، سروتونین، آنزیم های پروتئولیتیک و استیل کولین هستند.

پروستاگلاندین ها گیرنده های درد را مستقیماً تحریک نمی کنند ولی حساسیت آنها را تشدید می نمایند. ضمناً تزریق زیر پوستی یا درون عضله ای یون پتاسیم، افزایش    و کاهش  نیز موجب درد می گردد.

سازش ناپذیری و عدم تطابق گیرنده های درد

گیرنده های درد سازش ناپذیر بوده و با محرک تطابق پیدا نمی کنند و یا سازش بسیار اندک نشان می دهند. حتی در برخی شرایط گیرنده های درد با ادامه ی تحریک حساسیت بیشتری نشان می دهند که هیپر آلژزی( hyperalgesia) گفته می شود.

با توجه به اینکه درد علامتی آگاه کننده در برابر محرک های آسیب رسان و درد زا می باشد لذا زمانی که درد احساس می گردد، شخص از ضایعه بافتی باخبر است و در صدد رفع آن بر می آید و اگر سازش و تطابق انجام می گرفت شخص از محرک آسیب رسان غافل می شد و ضایعه ی شدید تر و وسیع تر می گردید.

درد های احشایی:

احشاء بطور طبیعی به تماس، فشار، گرما و حتی قطع و بریدگی تیز احساس اند. زیرا بجز در مزانتر که چند کورپوسکول پاچینی و تعداد اندکی گیرنده ی حرارتی یافت می شود بقیه ی قسمت ها فاقد گیرنده های مخصوص است.

 با تزریق یک ماده ی بی حس کننده موضعی در جدار شکم، می توان شکم را باز کرد و احشاء را قطع کرد یا سوزاند بدون اینکه درد قابل ملاحظا ای احساس گردد.

معهذا در مواردی که احشاء از حالت فیزیولوژیکی و طبیعی خارج می شوند( مانند اتساع حفره های درونی، فشار ناشی از تومور در احشاء، فقدان اکسیژن) درد احساس می گردد.

بنابراین گیرنده های درد در احشاء وجود دارند ولی پراکنده تر از پوست هستند. درد های احشایی به خوبی جایابی نمی شوند و غالباً به اطراف تشعشع یافته و یا به نواحی دیگر منعکس می گردند.

گیرنده های درد در آبشامه ها، ساختارهای حفره ای، کپسول ها، کپسول ها و جدار سرخرگ ها دیده می شوند. درد های احشایی با تهوع و واکنش های تحریکی دستگاه عصبی خودمختار همراه می باشند.

درد ماهیچه ای:

اگر ماهیچه ای در اثر نرسیدن خون به آن( ایسکمی) منقبض گردد. درد احساس می شود و اگر ماهیچه ای که جریان خون در آن طبیعی است برای مدتی طولانی و بدون استراحت منقبض گردد نیز دردناک می شود زیرا انقباض طولانی بر رگ های خونی ماهیچه فشار وارد ساخته جریان خون را کاهش می دهد.

در سال 1929 Lewis  علت درد ماهیچه را متابولیتی نامشخص که در پدیده های بیهوازی حاصل می شود دانست و آن را به نام فاکتور p معرفی کرد. این ماده عامل درد در انفار کتوس قلبی و احساس خستگی شدیدی است که به دنبال حرکات غیر عادی و شدید دست می دهد.

دستگاه کنترل درد( سیستم آنالژزی analgesia) یا ضد درد)

واکنش هر فرد نسبت به درد متفاوت است و این امر به علت توانایی مغز در کنترل پیام های دردی با فعال ساختن دستگاه کنترل یا سیستم ضد درد است.

مکانیسم عمل این سیستم به این صورت است که در ماده خاکستری دور قنات سیلویوس در مغز میانی و پل مغزی فوقانی جسم سلول های درشت نورون های انکفالینرژیک قرار دارند. آکسون این نرون ها به طرف پایین مغز می آیند و در هسته ی سجافی ( Raphe magnus) که در خط میانی قسمت تحتانی پل مغزی و قسمت بالایی پیاز مغز تیره قرار دارد، ختم      می شوند.

در این هسته اجسام سلولی نورون های سروتونرژیک قرار دارد.

آکسون این نورون ها به نخاع می رسد و روی انتهای آکسون نورون درجه اول نوع C سیناپس پیدا می کند و با عمل مهار سیناپسی که انجام می دهد از آزاد سازی                نوروترانس میتر نورون درجه اول که یک نوروپپتید مرکب از 11 اسید آمینه می باشد و ماده ی p نام دارد جلوگیری می کند.

عدم ترشح نوروترانس میتر  p انتقال پیام از نورون درجه اول به نورون درجه  دوم( این سیناپس در شاخ پشتی ماده ی خاکستری نخاع انجام می شود).

شده و عملاً مسیر درد را متوقف می کند.

ضمناً در محل سیناپس نورون درجه اول به نورون درجه دوم نورون های رابط کوچکی که نورون های موضعی نیز نامیده می شوند قرار دارند.

تصور می رود که نورون های موضعی نیز آنکفالین ترشح می کنند و آنکفالین با مهار پیش سیناپسی نورون های درجه اول( نوع A- دلتا و نوع C) مانع سیناپس آن با نورون درجه دوم شده مسیر درد را متوقف می کند.

احتمال می رود آنکفالین کانال های کلسیمی پایانه آکسونی را مسدود می کند و مانع ورود یون کلسیم به پایانه ی آکسونی می گردد و بدین ترتیب از آزاد شدن نوروترانسمیتر  p جلوگیری می کند.

داروهایی از جمله مورفین وجود دارند که موجب آنالژزی شدید می گردند. این داروها اُپیات(Opiates) نامیده می شوند و چندین اپیات   تاکنون به دست آمده است. اپیات ها در نواحی متعددی از مغز از جمله در نواحی کنترل کننده ی درد دارای گیرنده هستند.

سیستم کنترل دریچه ای( gate control )

درد های مزمن را با مالش ناحیه ی دردناک می توان کاهش داد و یا حتی متوقف کرد.

مکانیسم عمل چنین است که تارهای آوران قطوری که از گیرنده های مکانیکی وارد نخاع می شوند همانطور که در مسیر گل وبورداخ اشاره شده است دو شاخه می شوند.

شاخه ی میانی آنها مسیر حسی پیکری را طی کرده به طرف پیاز مغز تیره می رود ولی شاخه ی جانبی آن با نورون موضعی( نورون واسطه) سیناپس کرده آنرا تحریک می کند.

نورون موضعی( واسطه) همانطور که قبلاً اشاره شد آنکفالینرژیک است و بر پایانه ی آکسونی نورون درجه اول درد مهار پیش سیناپسی ایجاد کرد و از آزاد سازی ماده p جلوگیری می کند.به این ترتیب مسیر درد را متوقف می کند.

 

 

 


حساسیت عمقی:

حساسیت موجود محدود به محرک هایی نیست که از بیرون اثر می کنند بلکه در اندام های درونی خود کار نیز ظاهر می گردد.

به علاوه اجزای اندام های حرکتی مانند ماهیچه ها، تاندون ها، لیگامان ها، مفاصل و استخوان ها نیز دارای  حساسیت می باشند و در آنها گیرنده های حس پیکری به ویژه گیرنده های مکانیکی وجود دارد.

این ساختار ها، پیام های حسی را به دستگاه عصبی مرکزی انتقال داده بر اساس اطلاعاتی که به مراکز عصبی می دهند مراکز مذکور فرامین حرکتی برای آنها صادر می کنند.

این مجموعه روی هم حس حرکت ماهیچه ای و یا کینستزی( از لغت Kinesis به معنی جنبش و حرکت و aesthesis به معنی حساسیت) گفته می شود، زیرا این عبارت تمام حساسیت هایی که جنبش های فعال یا غیر فعال، وضع قرار گیری بدن و دست ها و پا ها       ( اندام های حرکتی)، قدرت حرکتی و مقاومت خارجی را شامل می شود زیر پوشش قرار      می دهد.

همانطور که در صفحات قبل اشاره شد، با آن که تمامی گیرنده های حس پیکری در احشاء وجود ندارند معهذا گیرنده هایی به صورت پایانه های آزاد عصبی و شاید انواع دیگری به طور پراکنده وجود دارند که نقطه ی شروع انعکاس هایی هستند که در حفظ هومئوستازی دخالت داشته و منشأ درد های احشایی هستند.

از جمله گیرنده های عمقی، می توان بارورسپتورها( گیرنده های فشار) و کمورسپتورها         ( گیرنده های شیمیایی) رگ های خونی بخصوص در ناحیه ی کمان آئورتی و سینوس کاروتیدی، همچنین گیرنده های مکانیکی شش ها، گیرنده های اسمزی کاروتیدی، داخلی و گیرنده های حجمی خون ( volume receptor) که در جدار دهلیز های قلب و بزرگ سیاهرگ های قلبی و رگ های ششی قرار دارند را نام برد.

کینستزی( حساسیت حرکتی):

گیرنده های این حس در گروه گیرنده های مکانیکی قرار دارند و به تغییر شکل ها پاسخ می دهند. این گیرنده ها در دوک های ماهیچه ای، تاندون ها، رباط ها و کپسول های مفصلی استخوان ها و مخصوصاً ضریع قرار دارند.

گیرنده های دوک ماهیچه ای در انعکاس های کششی( میوتاتیک) دخالت دارند. در زرد پی         ( تاندون) ماهیچه ها نیز همانطور که قبلاً هم اشاره شد گیرنده های گلژی قرار گرفته اند که در انعکاس های کششی معکوس نقش دارند.

در زرد پی ها و در محل اتصال آنها به ماهیچه همچنین در رباط ها و کپسول های مفصلی گیرنده های دیگری از نوع پاچینی، رافینی و گلژی یافت می شوند.

منابع آگاهی دهنده کینستزی( حساسیت حرکتی) متعدد و تنوع و نوع محرک مکانیکی که به آن پاسخ داده می شود فراوان است.

همانطور که اشاره شد برخی متعلق به ماهیچه و زرد پی های آن و برخی دیگر مربوط به اهرم های استخوانی و مفاصل می باشند.

جمع مقایسه ای تحریک هایی که از انقباض ماهیچه ناشی می شود با تحریک هایی که حاصل جابجا شدن وضعی قطعات استخوانی و لیگامان ها در مفاصل است شخص را از حرکات و وضع بدن و دست ها و پا ها آگاه می سازد.

ساختمان و عصب گیری دوک ماهیچه ای

درون ماهیچه و در بخش شکمی آن ساختاری دوکی شکل از بافت همبندی دیده می شود که درون آن 3 تا 12 تار ماهیچه ای مخصوص قرار دارد. این تار های ماهیچه ای، تارهای درون دوکی نامیده می شوند.

تارهای ماهیچه ای اسکلتی که در اطراف دوک قرار دارند تارهای بیرون دوکی گفته می شوند. دو انتهای دوک تیز است و به گلیکوکالیکس تارهای ماهیچه ای اسکلتی بیرون دوکی متصل است.

تارهای داخل دوکی با تارهای ماهیچه ای اطراف دوک موازی هستند. تارهای ماهیچه ای درون دوکی از تارماهیچه ای اسکلتی کوچکتر و از نظر ساختمانی جنینی تر هستند.

بخش میانی هر تار درون دوکی فاقد فیلامانهای آکتین و میوزین( خطوط عرضی) است و فیلامان های انقباضی در دو سر( دو انتهای آن) قرار دارند و با تار های عصبی وابران                    ( حرکتی) که از نوع A گاما می باشد عصب گیری شده پیام حرکتی دریافت می دارند.

بنابراین محل سیناپس در دو انتهای تار می باشد.

در حالی که تارهای ماهیچه ای اسکلتی بیرون دوکی در قسمت میانی توسط تار حرکتی از نوع A آلفا عصب گیری می شود( سیناپس در محل صفحه ی پایانی End plate).

در بخش میانی هر تار درون دوکی گیرنده ی حسی یافت می شود ولی گیرنده هایی نیز نزدیک به دو انتهای تار دیده می شوند. در دوک ماهیچه ای پستانداران دو نوع تار درون دوکی وجود دارد.

در نوع اول که تار با کیسه ی هسته ای( nuclear bag) نامیده می شود. قسمت میانی تار وسیعتر شده به شکل کیسه ای است که تعدادی هسته در آن قرار دارد.

در هر دوک 1 تا 3 عدد از این نوع تار وجود دارد.

نوع دوم که تار بازنجیره ی هسته ای(nuclear chain) نامیده می شود فاقد کیسه بوده و هسته ها در میان تار به صورت زنجیره ای دنبال یکدیگر قرار دارند. در هر دوک به تعداد 3 تا 9 عدد از این نوع تار وجود دارد. گیرنده های حسی تارهای درون دوکی دو نوع می باشند که به پایانه های اولیه( حلقوی- مار پیچی) و پایانه های ثانویه( گل افشان) موسومند.

پایانه های اولیه:

 انتهای تار عصبی آوران از گروه Ia می باشد که بصورت مار پیچی و حلقوی در اطراف بخش میانی تارهای با کیسه ی هسته ای و با زنجیره ی هسته ای می پیچد. قطر این تار ها حدود 17 میکرو متر و سرعت هدایت عصبی در آنها 70 تا 120 متر در ثانیه است.

پایانه های ثانویه:

انتهای تارهای حسی از گروه II با قطر حدود 8 میکرومتر می باشند که در نزدیکی دو انتهای تار درون دوکی و عمدتاً روی تارهای بازنجیره هسته ای قرار گرفته اند.

پایانه های اولیه و ثانویه همانند گیرنده های حسی حس پیکری انتهای تارهای عصبی هستند که جسم سلولی( بخش هسته دار) آنها در عقده ی شوکی سر راه ریشه پشتی نخاع شوکی قرار دارد. بنابراین پیام حسی از این گیرنده ها به نخاع وارد می شود.

تجربه نشان داده است که تارهای حسی پایانه های اولیه پس از ورود به نخاع مستقیماً با نورون های حرکتی که تارهای بیرون دوکی همان ماهیچه را عصب دهی می کند. سیناپس برقرار می سازند.

رفلکس تک سیناپسی) در حالی که تارهای پایانه های ثانویه بیشتر ارتباط چند سیناپسی برقرار می کنند.

تحریک گیرنده های مذکور هنگامی صورت می گیرد که ماهیچه تحت کشش قرار گیرد و دراز گردد و یا اینکه بر اثر انقباض دو انتهای درون دوکی، قسمت میانی آن تحت کشش قرار گیرد.

راه های حس پیکری:

مسیر حس پیکری همانند مسیر حواس ویژه شامل دسته ای از نورون ها است که به ردیف نظم یافته اند. این نورون ها به ترتیب نورون های درجه اول، درجه دوم، درجه سوم، درجه چهارم یا نورون های ارشد معرفی می شوند.

به علاوه مسیرهای حسی موازی معمولاً در انتقال پیام های حسی مشابه دخالت دارند.

نورون های درجه اول نورون آوران اولیه است و پایانه ی محیطی این نورون، گیرنده ی حسی را تشکیل می دهد از این رو نورون در برابر محرک اختصاصی تحریک شده پیام رمز شده را به CNS منتقل می کند. در حس پیکری معمولاً جسم سلولی( سوما یا بخش هسته دار نورون) نورون آوران اولیه در عقده ی شوکی سر راه ریشه پشتی نخاعی و یا در عقده های اعصاب مغزی قرار دارد.

نورون درجه دوم یا در ماده ی خاکستری نخاع و یا در هسته های ساقه ی مغز جای دارد.

این نورون اطلاعات را از نورون اولیه دریافت کرده به تالاموس منتقل می کند.

ممکن است اطلاعات در سطح نورون دوم با پردازش و فرآوری جریان های عصبی موضعی تغییر شکل یابند. آکسون بالا رو نورون نوع دوم از خط میانی محور عصبی عبور کرده به طرف مقابل می رود و در آن بالا رفته به تالاموس می رسد.

از این رو اطلاعات حسی که از یک سمت بدن منشأ دارند به تالاموس سمت مقابل می رسند.

نورون درجه سوم در یکی از هسته های حسی تالاموس قرار دارد. این نورون، پیام را به قشر خاکستری مغز منتقل می کند ولی ممکن است اطلاعات قبل از ارسال به قشر مغز در تالاموس در اثر جمع بندی سیناپس تغییر شکل یابند.

نورون های درجه چهارم در نواحی حسی مربوط به هر حس در قشر خاکستری مغز قرار دارند. این نورونها که نورون های ارشد نامیده می شوند در همان نواحی یا نواحی دیگر قشر خاکستری قرار دارند و موجب پردازش اطلاعات می گردند. در جایگاه هایی که کاملاً مشخص نشده اند اطلاعات درک می گردند و وجدان بیدار موجود را می سازند.

با توجه به مطالب فوق، پیام های حسی پیکری که عمدتاً از طریق ریشه پشتی نخاعی وارد نخاع می گردند و در دو مسیر حمل می شوند.

1- مسیر عصبی گل و بورداخ( ستون پشتی یالمنیسکوسی)

در این مسیر، حس های لمسی که نیاز به تعیین محل دقیق نقطه ی تحریک دارند، حس های ارتعاشی و حس هایی که حرکت اجسام را بر روی پوست تشخیص می دهند و برخی حس های وضعی و حس های فشار، که شدت فشار، مورد ارزیابی دقیق قرار می گیرد سیر              می کنند.

تارهای عصبی میلین دار و قطور گیرنده های مکانیکی تخصص یافته پس از این که از راه ریشه پشتی وارد نخاع گردیدند و در آنجا به دو شاخه ی میانی و جانبی تقسیم می گردند.

شاخه ی جانبی در همان سطح نخاع در ماده ی خاکستری نخاعی پیش رفته انشعابات متعدد می یابند و در نتیجه سیناپس های فراوانی با نورون های ماده ی خاکستری از جمله با نورون هایی که راه عصبی نخاعی- مخچه ای را تشکیل می دهند بر قرار می سازند.

مسیر نورون های نوع اولی که از بخش های پایینی بدن می آیند در مجاورت شیار پشتی نخاع قرار دارد( دستجات گل gracilis) و مسیر نورون های اولی که از بخش های سینه ای و بالاتر بدن وارد نخاع می شوند نسبت به گروه قبلی کناری تر و دستجات بورداخ                        ( cuneatus) نامیده می شوند این دسته تارها به موازات یکدیگر و بدون سیناپس تا پیاز مغز تیره پیش می روند و در آنجا با هسته های همنام( هسته های گل یا gracilis و هسته های بورداخ یا cuneat سیناپس می یابند.

نورون های درجه دوم از خط میانی گذشته به طرف مقابل می روند و بصورت نواری به نام لمنیسکوس میانی تا تالاموس بالا می روند( شکل 1- 51) به لمنیسکوس میانی ارهای حسی مربوط به حس پیکری از هسته های اعصاب مغزی( عصب سه قلو) اضافه می شوند.

آن گروه از تارهای لمنیسکوسی که از ماده سفید پسین نخاع آمده اند در هسته                 VPL( پسین- جانبی شکمی) تالاموس و آن گروه که از عصب سه قلوی مغز آمده اند در هسته VPL( پسین- جانبی شکمی) ختم می شوند.

از این هسته ها نورون های درجه سوم پیام را عمدتاً به ژیروس( شکنج) پشت مرکزی( در پشت شیار رولاندو در ناحیه ی آهیانه) قشر خاکستری مغز می فرستند. این ناحیه، ناحیه ی حس پیکری I( SI) نامیده می شود.

فیبرهای کمتری نیز به بخش پایینی و جانبی آهیانه به نام ناحیه ی حس پیکریII(SII) می روند.

2- مسیر عصبی نخاعی- تالاموسی( اسپینوتالامیک) یا سیستم پیشین- جانبی

در این مسیر عصبی، حس هایی که درجه وقت زیادی از نظر تعیین محل تحریک ندارند و همچنین حس هایی که نیازی به تمیز بین درجات بسیار اندک اختلاف شدت ندارند منتقل می شوند.

این حس ها شامل حس درد، حس های حرارتی( سرما، گرما)، حس های تماسی غیر دقیق( خام)، قلقلک، خارش و احساس های جنسی هستند.

تارهای عصبی نورون های درجه اول این مسیر متعلق به گروه A بتا، Aدلتا و C هستند. این تارها پس از ورود به نخاع در شاخ پشتی ماده ی خاکستری نخاع در تیغه هایVI ,V , IV , I ختم می شوند و با نورون های درجه دوم که این تیغه ها قرار دارند سیناپس می یابند.

آکسون این نورون ها در همان سطح نخاع تغییر جهت داده به طرف مقابل می رود و در ماده ی سفید پیشین- جانبی تا تالاموس بالا رفته در هسته ی شکمی پسینVP ختم می گردد        . دستجات نخاعی- تالاموسی شامل سه دسته ی متمایز می باشند.

 دسته ای از تارها که نسبت به سایر دسته ها پیشین هستند و قطری متوسط دارند این دسته حساسیت لمسی را سیر می دهند.

دسته ی دوم بین دسته ی پیشین و جانبی قرار دارند تارهای آنها فاقد میلین است و به مسیر حس درد تعلق دارند. دسته ی سوم که کاملاً جانبی بوده و تارهای آنها کم قطر می باشد. حساسیت حرارتی را سیر می دهند.

نورون های درجه دوم این مسیر انشعاباتی به تشکیلات مشبک می فرستند و این تشکیلات را فعال می کنند این تشکیلات نیز به نوبه ی خود قشر خاکستری مغز را فعال نگه می دارند. یکی از دلایلی که انسانی که درد دارد نمی تواند بخوابد همین است.

نورون های درجه سوم در این مسیر عصبی نیز همانند مسیر عصبی قبلی پیام را از تالاموس به قشر حسی( نواحی SI و SII) منتقل می کنند. آکسون های نورون های درجه سوم که از تالاموس به قشر خاکستری مخ می رسند تارهای تالاموکورتیکال( تالاموسی- قشری) نامیده می شوند و در لایه ی 4 قشر خاکستری ختم می گردند.

درماتوم:

در افراد بالغ، تارهای آوران اولیه طبق قاعده و همانگونه که طی رشد جنینی مشخص گردیده توزیع می شوند. جنین پستانداران از قطعاتی تشکیل شده و هر قطعه یک سومیت                      ( Somite) نامیده می شود.

هر سومیت توسط قطعه ی نخاعی مجاور عصب گیری می گردد. سومیت سری توسط عصب مغزی عصب گیری میب شود. بخشی از سومیت که پوست را به وجود می آورد درماتوم خوانده می شود.

بنابراین هر عصب نخاعی قاعدتاً یک درماتوم را تحت پوشش دارد.

 


با آنچه در شکل ملاحظه می شود به نظر می رسد که بین درماتوم های مجاور مرز مشخصی وجود دارد در حالی که چنین نیست و هر عصب نخاعی علاوه بر درماتوم خود درماتوم های مجاور نیز راه می یابد.

قشر حسی پیکری:

در قشر مغز انسان بر اساس اختلاف ساختمان بافتی و عملکردی حدوداً 50 ناحیه ی مجزا شناسایی شده که نواحی برودمن نامیده می شوند.

قشر حسی پیکری بخشی از قشر مغز در ناحیه ی آهیانه درست در پشت شیار مرکزی          ( رولاندو) است که در نواحی 5,2,1,3,40,7 برودمن واقع شده است. تارهای تالاموکورتیکال حس پیکری به دو ناحیه ی مشخص این منطقه یعنی ناحیه ی SI و SII می رسند اهمیت ناحیه SI در اعمال حسی بدن بیش از ناحیه ی SII است.

 

 

 


تصویر شدن بدن در ناحیه ی حسی پیکری I( SI):

ناحیه ی SI در قشر مغز انسان در شکنج پشت شیار مرکزی قرار دارد. در این ناحیه برای دریافت پیام های عصبی از بخش های مختلف بدن یک تصویر قرارگیری فضائی وجود دارد. در شکل، مقطعی از مغز در ناحیه ی SI دیده می شود و تصویر شدن

مناطق مختلف بدن در آن ناحیه مشخص گردیده است. لبها ناحیه ی بیشتری را در تصویر اشغال کرده اند پس از آن صورت و انگشت دست و بالاخره تنه و بخش های پایینی بدن در نواحی کوچکتری ترسیم شده اند.

وسعت این مناطق به تعداد گیرنده های حسی پیکری در ناحیه ی محیطی مربوط بدن بستگی دارد.

ناحیه ی SII که در قسمت پایین ناحیه ی SI قرار دارد بسیار کوچک است. تصویر شدن قسمت های مختلف بدن در این ناحیه دقیقاً مشخص نیست.

تحقیقات نشان داده است که سیگنال ها از هر دو طرف بدن و از نواحی قشری حسی پیکری I، بینایی و شنوایی به این ناحیه وارد می شوند. تخریب این ناحیه در جانوران، یادگیری تمایز بین اشکال مختلف اشیاء را مشکل می سازد.

حس های پیکری

درد، سردرد

درد مکانیسمی دفاعی است و زمانی رخ می دهد که بافت ها دچار آسیب شده باشند.

نکته! شرایط محیطی روی احساس درد تأثیر می گذارند به همین دلیل محرک مشابه در افراد مختلف، پاسخ های متفاوتی را ایجاد می کند.

1-انواع درد و خصوصیات آنها

الف: درد سریع

* نام های دیگر: درد تیز، درد سوزنی، درد حاد و درد الکتریکی

نوع گیرنده و محل آن:

*انتهای آزاد عصبی که منحصراً در پوست قرار دارد.

* نوع فیبر انتقال دهنده سیگنال به نخاع: ( انتقال سریع)

* هدف درد: واکنش سریع فرد و دور کردن وی از خطر

* محل خاتمه ی فیبر  در شاخ خلفی نخاع:

لامینی I

* پیام رسان عصبی انتهای فیبر  گلوتامات( اثر کوتاه مدت).

* این نوع درد توسط مسیر نئو اسپاینوتالامیک به بالا منتقل می شود و عده ای از فیبرهای این مسیر به ساقه ی مغز و تعداد زیاد تری همراه مسیر DCML به تالاموس می رسند و از تالاموس نورون بعدی به سمت قشر حسی مخ می رود.

* تعیین محل درد:

اگر گیرنده های درد و گیرنده های لمس همزمان تحریک شوند لوکالیزاسیون محل درد دقت زیاد و اگر به تنهایی تحریک شوند، دقت متوسط دارند

 درد آهسته

* درد سوزشی، درد مبهم، درد ضربان دار، درد استفراغی و درد مزمن

* گیرنده: انتهای آزاد عصبی که در پوست و بافت های عمقی( پریوست، مفاصل، دیواره شریان ها و داس و چادرینه مغزی) قرار دارند

* محرک ها: حرارتی، مکانیکی و شیمیایی( برادی کینین، سوتونین، هیستامین، K اسیدها، استیل کولین، آنزیم های پروتئلیتیک و ...)

* گیرنده نه تنها سازش پیدا نمی کند بلکه بتدریج حساسیتش زیاد تر هم شود(Hyperalgesia).

* نوع فیبر: c( انتقال می کند).

* هدف درد: مجبور کردن فرد برای پیدا کردن علت درد

* محل خاتمه فیبر c: لامینای III, II

* پیام رسان: ماده P ( اثر بلند مدت)

* این نوع درد توسط مسیر پالئواسپاینوتالامیک به بالا منتقل می شود. نورون اول با           واسطه ی چند سیناپس، سیگنال را به مسیر بالا برنده منتقل می کند. اکثریت فیبرهای این مسیر در ساقه ی مغز خاتمه می یابند( در سه منطقه:

 1- تشکیلات مشبک.2- ناحیه ی تکتال فرنسفال

( 3) ماده خاکستری اطراف کانال سیلویوس) تعداد کمی از فیبر ها خود را به تالاموس              می رسانند.

لوکالیزاسیون: محل درد بسیار ضعیف است.

1): پروستاگلاندین ها و ماده P حساسیت گیرنده های درد را زیاد می کنند اما مستقیماً باعث ایجاد درد نمی شوند.

2): شدت درد با میزان آسیب بافتی ارتباطی ندارد بلکه با شدت و سرعت ایجاد آسیب بافتی مرتبط است.

3) مکانیسم ایجاد درد در آسیب بافتی: آزاد شدن برادی کینین، یون K یا آنزیم های پروتئولیتیک

4): مکانیسم ایجاد درد در ایسکمی: تولید لاکتات، برادی کینین یا آنزیم های پروتئولیتیک.

5): مکانیسم درد در اسپاسم عضلانی:(1) فشار مستقیم روی گیرنده ها( 2) ایجاد ایسکمی عضلانی به علت فشار روی عروق و افزایش مصرف انرژی توسط عضله

6):  درد آهسته یکی از مهمترین مکانیسم های افزاینده سطح بیداری مغز است و این کار را با تحریک تشکیلات مشبک ساقه ی مغز انجام می دهد. به همین دلیل است که خوابیدن برای فردی که درد می کشد، دشوار است.

7): درد سریع و آهسته را به ترتیب درد اولیه و ثانویه نیز می نامند و هر چه محل اعمال محرک از مغز دورتر باشد، جدا شدن این دو جزء از نظر زمانی بیشتر خواهد بود.

8) از منظری دیگری درد را به دو نوع chronic , persistent تقسیم می کنند.

نوع persistent خود دو زیر گروه دیگر دارد

(1) Nociceptive ← فعال شدن مستقیم گیرنده های درد در پوست یا بافت نرم را داریم.

(2) Neuropathic ← آسیب مستقیم به نرون های CNS یا PNS وجود دارد.

درد Nociceptive و Neuropathic در شرایط بالینی مختلفی ظاهر می شوند و فرد را به رفع علت درد وادار می کنند اما درد کرونیک معمولاً هدف مفیدی را دنبال نمی کند و تنها بیمار را درمانده می کند.

2- مکانیسم ضد درد( آنالژزی) در مغز و نخاع

سیستم ضد دردی

شامل سه قسمت است، نورون های هر بخش را با بخش بعدی ارتباط( سیناپس دارد) دارد:

ماده خاکستری اطراف کانال سیلویوس( PAG) و هسته های پریونتریکولارهیپوتالاموس( نزدیک بطن 3 و 4) نورون های این قسمت در انتهای خود انکفالین ترشح می کنند.

* هسته ی رافه بزرگ که در پایین پل مغز و بالای بصل النخاع قرار دارد. نورون های این هسته نزول می کنند و در انتهای خود در نخاع سروتونین آزاد می کنند.

* مجتمع ضد دردی شاخ خلفی نخاع:

نورون های هسته ی رافه ی بزرگ، نورون های این ناحیه را تحریک و وادار به ترشح انکفالین می کنند.

این ماده با دو مکانیسم مهاری پیش سیناپسی و پس سیناپسی فیبرهای آوران درد(C, AB)

 را مهار می کند. علاوه بر خود درد بسیاری از رفلکس های ناشی از درد هم، به همین صورت مهار می شود.

1): تئوری Gate control: ابتدا به بیان چند نکته ی اصلی در مورد این تئوری می پردازیم:

1) نورون های لامینای v و احتمالاً I آوران های تحریکی همگرا از فیبرهای                             AB( Non- nociceptive) و نیز از AB و (nociceptive ) c دریافت می کنند.

2) فیبرهای قطور AB با فعال کردن اینترنورون ها در لامینای II از فعال شدن نورون ها در لامینای v را تحریک می کنند و همچنین از فعال شدن اینترنورون ها در لامینای II جلوگیری می کنند.( همان اینترنورون هایی که توسط AB فعال می شدند).

پس می توان گفت آوران هایی که از گیرنده های غیر درد منشأ می گیرند مانند AB دریه     ( gate) را می بندند و آوران هایی که از گیرنده های درد منشأ می گیرند مانند AB و C دریچه را بازی می کنند تا انتقال پیام درد انجام شود.

استفاده از تحریک الکتریکی ترانس کوتانئوس( TENS) و تحریک ستون خلفی برای کاهش درد توسط این تئوری قابل توجیه است.

2): استرس نیز می تواند تا حدی درد را تخفیف دهد. هم اکنون شواهدی وجود دارد که استرس هم از طریق مکانیزم های غیر اوپیوئیدی عمل می کند.

نقش استرس در کاهش درد در سربازان مجروح جبهه های جنگ یا ورزشکارانی که حین مسابقه آسیب می بینند، قابل مشاهده است.

به این ترتیب که سرباز یا ورزشکار تا زمانی که در صحنه ی اتفاق حضور دارد، درد کمتری را احساس می کند یا حتی متوجه آسیب نمی شود.

مواد شبه افیونی مغز:

موادی مشابه مورفین هستند که در بسیاری از مناطق مغز و نخاع که در مکانیزم های ضد دردی دخیل اند، گیرنده دارند.

انواع متعددی دارند که از 3 ماده پیش ساز به وجود می آیند:

1)پرواوپیوملانوکورتین 2) پروانکفالین 3) پروداینورفین

مهمترین انواع این مواد عبارتند از:

بتااندورفین، مت انکفالین، لواانکفالین و داینورفین.

1): سیگنال های درد با مکانیسم مهار جانبی توسط سیگنال های حس لمس مهار       می شوند. به همین دلیل مالش محل درد اثرات ضد دردی دارد.

2):  مواد شبه افیونی غیر از دستگاه عصبی در قسمت های دیگر بدن رسپتور دارند که علت عوار جانبی آن ها همین توزیع رسپتورها است مثلاً در ماهیچه ی روده و اسفنکتر آنال رسپتور دارند که تحریک آنها منجر به یبوست می شود.

1- درد راجعه

احساس درد در محلی دور از محل آسیب را درد راجعه می گویند. درد راجعه معمولاً از احشاء شروع می شود و در سطح بدن احساس می شود.

مکانیسم ایجاد درد راجعه:

احتمالاً فیبرهای درد احشایی و فیبرهای درد سطحی پس از ورود به نخاع با نورون های مشترکی سیناپس می شوند. به همین دلیل صعود سیگنال توسط این نورون های مشترک ممکن است در مغز احساس درد سطحی را باعث شود.

درد احشایی:

این درد موقعیت مشخصی نداشته. ناخوشایند است و تهوع و علایم تحریک سیستم عصبی خود مختار همراه است.

گیرنده های درد، تنها گیرنده های حسی موجود در احشاء شکمی و سینه ای هستند.

این گیرنده ها در احشاء فقط زمانی باعث بروز درد می شوند که به صورت پراکنده و وسیع تحریک می شوند.

به همین دلیل بریدن روده ها با تیغ جراحی، چندان دردناک نیست. فیبرهای درد احشایی عمدتاً از نوع C و از اعصاب اتونوم( عمدتاً سمپاتیک) هستند. به همین دلیل درد احشایی نوعی درد مبهم و مزمن است.

علل ایجاد درد در احشاء: ایسکمی، مواد شیمیایی مثل اسید، اسپاسم و اتساع احشاء          تو خالی. پارانشیم کبد و آلوئولهای ریه بافت هایی بدون درد هستند.

اگر آسیب ایجاد شده در یکی از احشاء، موجب صدمه دیدن پلور، پریکارد و یا صفاق جداری شود مریض دردی با شدت زیاد و کاملاً لوکالیزه حس می کند که با درد مبهم خود احشاء فرق دارد.

درد احشایی ایجاد درد راجعه در نقطه ای دور از محل آسیب می شود اما درد جداری کاملاً در محل آسیب حس می شود.

به همین دلیل است که بیماری مثل آپاندیسیت دو نوع درد ایجاد می کند. یک درد راجعه که در اطراف ناف حس می شود( زیرا آپاندیس در زمان جنینی از این درماتوم منشأ گرفته است) و یک درد کاملاً لوکالیزه در محل آنوتومیک آپاندیس.

5- چند اختلال بالینی در مورد درد:

* Hyperalgesia: افزایش حساسیت نسبت به درد. دو فرم دارد:

1) فرم اولیه: افزایش حساسیت گیرنده های درد مثل درد ناشی از آفتاب سوختگی که در آن مواد ناشی از آسیب گیرنده ها را احساس می کنند.

2) فرم ثانویه: تسهیل مسیرهای انتقال درد مثل درد ناشی از آسیب های نخاعی و تالاموس.

بیماران مبتلا دچار حملات درد طولانی، شدید و بسیار ناخوشایند می شوند که بطور خود بخودی یا در پاسخ به محرک های کوچک بروز می کند.

* سندرم تالاموسی: انسداد شاخه ی خلفی جانبی شریان مغزی خلفی منجر به تخریب هسته های خلفی- شکمی تالاموس می شود ولی هسته های میانی و قدامی سالم می مانند.

*این سندرم این تظاهرات را داراست:

1) فقدان حس های طرف مقابل

2) آتاکسی

3) برگشت نسبی حس ها بعد از چند هفته اما با کیفیت لوکالیزاسیون ضعیف

4) احساس های ناخوشایند یا خوشایند.

* هرپس زوستر( زونا یا شینگلز):

ویروس هرپس در گانگلیون شاخ خلفی ایجاد عفونت می کند و درد شدیدی در درماتوم مربوط به آن عقده ایجاد می کند.

درد معمولاً در یک نیمه از بدن وجود دارد. بثورات این بیماری به علت اثر سایتوپاتیک ویروس است که باعث خروج سیتوپلاسم از آکسون نورون های درگیر در زیر پوست می شود.

 

* تیک دولورو( نورالژی عصب زوج 5 یا 9 مغزی):

در این بیماری، فرد پس از تحریک شدن گیرنده های مکانیکی بخشی از صورت، دهان یا گلو احساس یک درد شدید، آنی و شبیه برق گرفتگی می کند.

این اتفاق مثلاً در برخورد لقمه غذایی با لوزه اتفاق می افتد. برای درمان کافی است که عصب محیطی ناحیه ی حساس را قطع کنیم اما گاهی اشکال در هسته های حسی اعصاب زوج 3 و 9 است و قطع عصب محیطی مشکل را حل نمی کند.

* سندرم براون- سکوآرد:

اگر صدمه ای از پهلو نیمی از نخاع را خراب کند این سندرم به وجود می آید که در آن:

1) حرکت در تمام سگمان های نخاعی پایین محل آسیب در طرف صدمه دیده از بین می رود.

2) حس درد، حرارت در طرف مقابل ضایعه در 2 تا 6 سیگمان پایین تر از بین می رود.

3) حس موقعیت، لرزش، تمیز بین دو نقطه در طرف ضایعه در تمام سگمان های پایین ضایعه از بین می رود.

* کازالژیا: مدت ها پس از التیام زخم هایی که ظاهراً ناچیز بوده اند، درد سوزشی خود بخودی ایجاد می شود و غالباً با هایپرآلژزی همراه است.

نکته: تسکین درد با روش های زیر امکان پذیر است:

1) دوز مناسب داروهای مسکن

2) تحریک مداوم ستون های خلفی بوسیله الکترودهای کاشته شده

3) قطع ارتباطات عمقی بین لوب های پیشانی و بقیه ی مغز( با این عمل، می توان درد را از احساس عاطفی ناخوشایند آن جدا کرد، پس از عمل، فرد درد را حس می کند در حالی که از درد زجر نمی کشد اما بعد از عمل تغییرات شخصیتی در فرد ایجاد می شود.

4) قطع قسمت قدامی جانبی نخاع( چاقو به داخل سطح جانبی نخاع فرو برده می شود. و به طرف جلو و خارج کشیده می شود.)

6- سر درد

6- الف: سردرد با منشأ داخل جمجمه ای:

* مناطق حساس به درد و مناطق ارجاع درد:

سینوس های وریدی اطراف مغز، چادرینه ی مغز، کشیدگی دورا، تروماتیزه شدن عروق مننژ( بخصوص شریان مننژی میانی) مناطق حساس به درد هستند.

خود مغز حساس به درد نیست. درد ناشی از آسیب های بالای چادرینه به نیمه قدامی- فوقانی جمجمه، درد ناشی از آسیب های پایین چادرینه به نیمه خلفی جمجمه و درد ناشی از آسیب سینوس های بینی و چشم به قدام صورت ارجاع می شوند.

* انواع سردرد های داخل جمجمه ای:

سردرد ناشی از 1) مننژیت

2) افت فشارCSF

3) میگرن

4) الکل

5) یبوست.

 ب: سردرد های با منشأ خارج جمجمه ای:

این درد ها عبارتند از:

1) اسپاسم عضلات سرو گردن

2) تحریک مخاط بینی و سینوس های بینی و ماگزیلاری

3) سردرد ناشی از مشکلات چشمی مثل ضعف بینایی

7) حس حرارت

گیرنده های حرارتی:

برای درجات مختلف حرارت گیرنده های مختلفی وجود دارد:

گیرنده ی درد سرمایی- گیرنده سرما- گیرنده گرما- گیرنده ی درد گرمایی.

 در درجه حرارت های خیلی پایین و خیلی با محرک حرارتی ایجاد درد می کنند. به همین دلیل است که اجسام بسیار سرد و بسیار گرم تقریباً مثل هم حس می شوند.

پس از تحریک، گیرنده سریعاً فعال می شود اما ابتدا با سرعت زیاد و سپس با سرعت کم گیرنده سازش پیدا می کند.

ولی هر وقت کاملاً سازگار نمی شود. به همین دلیل است اگر درجه حرارت سریعاً تغییر کند فرد نسبت به زمانی که درجه حرارت ثابت است احساس سرما یا گرمای بیشتری می کند.

هنگام خروج از یک جای گرم به جای سرد احساس سرما ی زیاد تری می کنیم.

* تراکم گیرنده های حرارتی در پوست زیاد نیست به همین دلیل است اگر سطح زیاد تری از بدن تحت تغییر درجه حرارت قرار بگیرد به دلیل پدیده ی جمع فضایی تشخیص درجه حرارت دقیقتر صورت می گیرد.

مثلاً اگر درجه حرارت کل بدن حتی 1% درجه تغییر کند فرد متوجه می شود.

7- ب: انتقال سیگنال های حرارتی:

انتقال سیگنال های حرارتی مشابه درد است. این سیگنال ها در نهایت به تشکیلات مشبک و کمپلکس ونتروبازال تالاموس می روند و تعداد کمی از سیگنال ها از تالاموس به منطقه ی حسی قشر مخ هم منتقل می شوند اما تخریب قشر حسی مخ تأثیری تشخیص درجه حرارت ندارد و فقط آنرا کمی کاهش می دهد.

 


برچسب ها :
| لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | امتیاز :
rss نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 خرداد 1390 و در ساعت : 03:44 بعد از ظهر - نویسنده : سيدشهرام شمس
محبوب ترین مطالب
  • دلايل ورم كردن پا - 21765
  • خواص و مضرات زرد آلو - 13720
  • تعریف روماتیسم چیست ؟ - 12797
  • روماتیسم مفصلی)( درمان قطعی و كاملا موثر ) - 10850
  • فواید روغن کوهان شتر - 3408
  • آیا می دانید بیشتر محتوای روغن های مایع از پارافین خوراکی که محصول .. - 3096
  • لوپوس يكي ازشاخه هاي روماتيسم آرترويت ............ - 2445
  • رماتیسم - 2302
  • مضرات مصرف غذاهای فست-فود - 1285
  • از هسته آن نان و از میوه خرما شراب و عسل . - 1100
  • طب سوزني چيست - 957
  • فیزیولوژی دردحس درد: - 879
  • درمان بیماری مفصل باعسل درمانی - 859
  • دستگاه هاي الكتروتراپی - 776
  • کاندیدیازیس جلدی مخاطی - 738
  • درچه غذاهايي پروتئين يافت ميشود - 727
  • (AS) مخفف بیماری است که در اصل به معنای التهاب بین مهره های ستون فقرات - 657
  • تزریق داخل سوراخ کانال نخاعی - 643
  • بررسی علل و شیوه درمان رماتیسم ستون فقرات‌ - 625
  • علائم و راه های درمان رماتیسم ......... - 438
  • آخرین مطالب نوشته شده
  • ورزشهاي مفید برای درد زانو
  • بررسی علل و شیوه درمان رماتیسم ستون فقرات
  • بررسی علل و شیوه درمان رماتیسم ستون فقرات
  • بيماري ودرمان
  • عسل سياه دانه
  • اثرات کلی مگنت تراپی:
  • تأثیر مگنتوتراپی بر استخوان:
  • مغنا طيس درماني مركزي ياrTMS:
  • دیسک کمر
  • پیلاتس چیست؟
  • فيزيوتراپي وورزش براي كمر درد
  • توانبخشي در كشيدگي و پارگي رباط صليبي خلفي زانو
  • آرام‌بخش یا مسکن‌های طبیعی بدن
  • ليزر درماني چيست؟
  • سر خوردن مهره(اسپوندیلولیستزیس
  • درد دنبالچه يا كوكسي داينيا
  • اثرات آب‌درمانی بر بیماری‌ها و ورزشکاران
  • اثرات آب‌درمانی بر بیماری‌ها و ورزشکاران
  • اشتباهات رایج درباره آرتروز
  • علت گرفتگي واسپاسم عضلاني